باب

دفتر دوم

نظمیں

بخش 1آغاز دفتر ثانی مثنوی ملقب به سلسلة الذهب المتوسل بها الی اعز مقصد و اجل مطلب

24 اشعار

بخش 2اشارت به آنکه محبت هر چند از جانبین است اما اصل در آن محبت حضرت حق است سبحانه مر بنده را چنانکه

11 اشعار

بخش 3اشارت به ملائکه مهیمین که لایزال در شهود جمال حضرت حق مستهلکند و مستغرق

7 اشعار

بخش 4سلطان العارفین قدس الله تعالی سره در بادیه کله ای دید بر وی نوشته خسرالدنیا و الآخرة از زمین برداشت و بوسه داد و فرمود که این سر صوفیی است که دو جهان را برای خدای درباخته است

9 اشعار

بخش 5اشارت به قصه امتحان ملائکه مر ابراهیم خلیل را صلوات الرحمن علیه و در باختن آنچه داشت از مواشی و نعم و اموال در محبت حق سبحانه و تعالی

19 اشعار

بخش 6اذن کردن حق سبحانه و تعالی ملائکه را در امتحان کردن ابراهیم صلوات الرحمن علی نبینا و علیه

62 اشعار

بخش 7اشارت به تقسیم محبت به ذاتی و صفاتی و افعالی و آثاری

11 اشعار

بخش 8حکایت

82 اشعار

بخش 9حکایت ذوالنون و ابو یزید قدس الله تعالی سرهما

7 اشعار

بخش 10حکایت شاه شجاع کرمانی قدس الله تعالی سره

15 اشعار

بخش 11رجوع به تمامی قصه

53 اشعار

بخش 12خواب کردن حبشی و باز بردن دایه وی را به خانه

44 اشعار

بخش 13سؤال پسر صاحب جمال از پدر صاحب کمال و جواب وی از آن سؤال

19 اشعار

بخش 14جواب گفتن پدر پسر را

45 اشعار

بخش 15پرسیدن پسر از سبب نقصان عشق عارف که عاشقق معنی بود به واسطه نقصان حسن صورت

آڈیو
13 اشعار

بخش 16اشارت به حال جماعتی که شراب عشق از جام صورت خورده اند و پی اصلا به جمال معنی نبرده اند

آڈیو
7 اشعار

بخش 17اشارت به حال جماعتی که پی به کمال معنی برده اند اما شراب عشق آن جز از جام صورت نخورده اند دایما در کشاکش اند از صورتی خلاص ناشده به دیگری گرفتار شوند اعاذناالله و جمیع المسلمین عن ذلک

آڈیو
7 اشعار

بخش 18شیخ شمس الدین تبریزی شیخ اوحدالدین کرمانی را قدس الله سرهما دید که در هنگامه های دمشق می گردید از وی پرسید که در چه کاری گفت آفتاب را در طشت آب می بینم گفت اگر بر قفا دمل نداری چرا بر آسمانش نمی بینی

8 اشعار

بخش 19اشارت به جماعتی که اگرچه به مشاهده جمال صورت گرفتار شدند در آن نماندند بلکه آن سبب ترقی ایشان شد به مشاهده جمال معنی

9 اشعار

بخش 20اشارت به جماعتی که در مظاهر صوری و معنوی مشهود ایشان جز جمال مطلق حضرت حق جل ذکره نیست

5 اشعار

بخش 21حاصل جواب عارف از سؤال پسر

7 اشعار

بخش 22سؤال دیگر از جانب پسر و جواب عارف

9 اشعار

بخش 23حکایت بر سبیل تمثیل

19 اشعار

بخش 24اشارت به آنکه تعلق خاطر طالبان راه حق که به آثار کونیه و تأمل در آن و توسل به آن در معرفت ذات و صفات حق سبحانه از این قبیل است

21 اشعار

بخش 25در بیان آنکه روش عارف به خلاف ارباب فکر و نظر از مؤثر است به اثر

7 اشعار

بخش 26حکایت بر سبیل تمثیل

12 اشعار

بخش 27قصه حکیمی که به واسطه مشاهده خرق عادت از اولیاء علم وی به جهل برآمد

13 اشعار

بخش 28رجوع به تمامی تمثیل

16 اشعار

بخش 29اشارت به اصحاب مکاشفه که تجلی صفات است

4 اشعار

بخش 30اشارت به ارباب مشاهده که تجلی ذات است

20 اشعار

بخش 31اشارت به قربات اربع که مراتب ولایت است یعنی قرب نوافل و قرب فرایض و مقام جمع الجمع که مرتبه قاب قوسین است و مقام جمع احدیت که مرتبه اؤ ادنی است و خاصه پیغمبر ماست صلی الله علیه و سلم و کمل ورثه وی

23 اشعار

بخش 32حکایت بر سبیل تمثیل

8 اشعار

بخش 33اشارت به تقسیم حیرت محمود و مذموم

19 اشعار

بخش 34حکایت آن زن که در دیار مصر سی سال در مقام حیرت بر یک جای بماند

17 اشعار

بخش 35در بیان آنکه روی عاشق اول به سوی خویش است و بعد از آن به سوی معشوق و در آخر کار به سوی عشق

13 اشعار

بخش 36قصه آن مخنث که از روزن در منظری افتاد و از آنجا در خانه سفلی و از آنجا در سردابه ای و از آنجا در چاهی چون در سردابه افتاد بانگ کرد که ای خداوندان سرای، سرای شما زمین ندارد

28 اشعار

بخش 37اشارت به معنی آنچه رسول صلی الله و علیه و سلم فرموده است که الدنیا ملعونة و ملعون ما فیها الا ذکر الله سبحانه

22 اشعار

بخش 38حکایت پیر همدانی که از پسر پرسید که هرگز ریش گاو بوده ای و سؤال پسر که ریش گاو کیست و جواب دادن پدر که آن کس که بامداد از خانه بدر آید گوید امروز گنجی یابم، پسر گفت ای پدر تا من بوده ام ریش گاو بوده ام

8 اشعار

بخش 39در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آورد

5 اشعار

بخش 40قصه آن گلخنی که در مشاهده جمال شاهزاده آتش در ژنده اش گرفت و از ژنده به تنش رسید و وی از همه بی خبر بود

10 اشعار

بخش 41در بیان آنکه چون عشق به مرتبه کمال رسد روی عاشق را از معشوق نیز بگرداند و در خود کند

10 اشعار

بخش 42حکایت مجنون

23 اشعار

بخش 43مناجات

19 اشعار

بخش 44قصه عاشق شدن صاحب فتوحات مکیه قدس الله تعالی سره که عشق مفرط از دل وی سر زده بود و معشوق معین و معلوم نی

6 اشعار

بخش 45قصه خواب دیدن علی بن موفق معروف کرخی و بشر حافی و احمد بن حنبل را قدس الله تعالی ارواحهم

16 اشعار

بخش 46قصه مشاهده کردن شیخ علی رودباری قدس سره مردن آن مرقع پوش شوریده حال را در محبت آن جوان مغرور به حسن و جمال

36 اشعار

بخش 47قصه عاشق شدن آن دختر ترسا بر آن جوان مسلمان و در مفارقت وی بر بستر مرگ افتادن و جان دادن

58 اشعار

بخش 48قصه عاشق شدن کنیزک خلیفه بغداد بر غلام وی و از استیلای عشق وی خود را در دجله انداختن

23 اشعار

بخش 49قصه آن جوان که بر دختر عم عاشق شد و در عشق وی نام دزدی بر خود نهاد و ناموس عم نگاه داشت و بدان سبب به مقصود رسید

33 اشعار

بخش 50قصه عیینه و ریا

33 اشعار