بخش 1 - آغاز دفتر ثانی مثنوی ملقب به سلسلة الذهب المتوسل بها الی اعز مقصد و اجل مطلب

Toggle stanza 1
بسم الله الرحمن الرحیم
1

بسم الله الرحمن الرحیم

هست صلای سر خوان کریم

2

بشنو ای گوش بر فسانه عشق

از صریر قلم ترانه عشق

3

قلم اینک چو نی به لحن صریر

قصه عشق می کند تقریر

4

عشق مفتاح مخزن جود است

هر چه بینی به عشق موجود است

5

هیچ جنسی ز سافل و عالی

نیست از عشق و حکم آن خالی

6

حق چو بر خویشتن تجلی کرد

یافت خود را در آن تجلی فرد

7

دید ذاتی به وصف های کمال

متصف در حریم عز و جلال

8

وصف های همیشه لازم ذات

کسب کرده ز وی بقا و ثبات

9

هر چه دارد ز نام غیر نشان

نیست دخلش در اتصاف به آن

10

چون وجوب وجود و قدس قدم

بی نیازی ز عالم و آدم

11

آن که دارد ز علم و دانش کام

نهد آن را کمال ذاتی نام

12

لیک در ضمن آن کمال دگر

دید موقوف بر ظهور اثر

13

پیش اهل شعور و دانایی

لقب آن کمال اسمایی

14

وان ظهور حق است در اطوار

مختلف در خصایص و آثار

15

بس شهود تطورات ظهور

کش به آنها بود شعور و حضور

16

وین ظهور و شهود را دانا

می شمارد جلا و استجلا

17

آمدن در صور کمال جلاست

دیدن آن کمال استجلاست

18

حق چو حسن کمال اسما دید

آنچنانش نهفته نپسندید

19

خواست اظهار آن کمال کند

عرض آن حسن و آن جمال کند

20

خواست تا در مجالی اعیان

سر مستور او رسد به عیان

21

چون ز حق یافت انبعاث این خواست

فتنه عشق و عاشقی برخاست

22

هست با نیست عشق در پیوست

نیست زان عشق نقش هستی بست

23

نیست چون فیض نور هستی یافت

روی همت به منبع آن تافت

24

سایه و آفتاب را با هم

نسبت جذب عشق شد محکم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور