بخش 21 - حاصل جواب عارف از سؤال پسر
Toggle stanza 1سخن عارف ستوده سیر
11
سخن عارف ستوده سیر
چون به اینجا رسید پیش پسر
22
گفت کای فهم را مهیا تو
عشق من بود ازین قبل با تو
33
رخت آیینه مصفا بود
زان جمال ازل هویدا بود
44
چشم من بود بر جمال ازل
چون در آیینه ات فتاد خلل
55
چشم ازان آینه فرو بستم
پس زانوی خویش بنشستم
66
شاهد از آینه چو تابد رو
به بود آینه سر زانو
77
آن که باشد ز زانو آینه اش
حسن معنی شود معاینه اش
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

