بخش 4 - سلطان العارفین قدس الله تعالی سره در بادیه کله ای دید بر وی نوشته خسرالدنیا و الآخرة از زمین برداشت و بوسه داد و فرمود که این سر صوفیی است که دو جهان را برای خدای درباخته است

Toggle stanza 1
بحر بس ژرف و یم بس طامی
1

بحر بس ژرف و یم بس طامی

قطب حق بایزید بسطامی

2

بود روزی به بادیه گذران

دید فرسوده کله ای و بر آن

3

آیتی ثبت بود کش معنی

بود خسران دنیی و عقبی

4

چون بر آن سر نوشته را نگریست

بوسه ها زد بر آن و زار گریست

5

کین سر صوفیی ست افتاده

دو جهان را برای حق داده

6

برگزیده زیان هر دو سرای

تا بود سودش از میانه خدای

7

ای خوش آن کس که شد پی این سود

به زیانکاری جهان خوشنود

8

از دو عالم همین خدا طلبید

دو جهان داد و یک خدای خرید

9

هر چه بودش ز جنس دنیی و دین

باخت در عشق حق خلیل آیین

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور