غزلیات
بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ 2301صید کمند شوقیست از مهر تا به ما هم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2302کباب عافیتم بیدماغ افسر جاهم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2303وقت استکنیمگریه با هم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2304ز دل چون غنچه یک چاک گریبانگیر میخواهم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2305شب وصل است از بخت اندکی توقیر میخواهم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2306آه دود آختهای میخواهم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2307ای نرگست حیاکدهٔ صلح و جنگ هم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2308در جیب غنچه بوی بهار است و رنگ هم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2309خوشا عهدی که غم کوس تسلی میزد و دل هم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2310نه تنها ناامید وصل یارم دورم از دل هم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 2311سر خوش آن نرگس مستانهایم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2312منم آن نشئهٔ فطرت که خمستان قدیم
20 اشعار
غزل شمارهٔ 2313نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم
17 اشعار
غزل شمارهٔ 2314به رنگ خامه ز بس ناتوانی اجزایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2315پروانه شوم یا پر طاووس گشایم
13 اشعار
غزل شمارهٔ 2316تا حسرت سر منزل او برد ز جایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2317نه وحدت سرایم نهکثرت نوایم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2318با عشق نه نامیست نه ننگم که برآیم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2319رنگ پر ریختهٔ الفت گلزار توایم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2320چون سبحه یک دو روز که با هم نشستهایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2321بر سینه داغهای تمنا نوشتهایم
14 اشعار
غزل شمارهٔ 2322سطری اگر ز وضع جهان وانوشتهایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2323چون قلم راه تجرد بسکه تنها رفتهایم
13 اشعار
غزل شمارهٔ 2324گر در هوای او قدمی پیش رفتهایم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2325چون غنچه در خیال تو هرگاه رفتهایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2326یکدم آسایش به صد ابرام پیدا کردهایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2327دیدهٔ انتظار را دام امید کردهایم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 2328با کف خاکستری سودای اخگر کردهایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2329دور هستی پیش از گامی تمامش کردهایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2330نشنیده حرف چند که ما گوش کردهایم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2331در جگر صد رنگ توفان کردهایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2332نسخهٔ هیچیم، وهمی از عدم آوردهایم
14 اشعار
غزل شمارهٔ 2333صبح است و ما دماغ تمنا رساندهایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2334از زندگی به جز غم فردا نماندهایم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2335زین صفر کز عدم در هستی گشودهایم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 2336یاران نه در چمن نه بهباغی رسیدهایم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 2337پایمالیم و فارغ ازگلهایم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 2338به ذوق سجدهٔ باز از عدم گلباز میآیم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2339عمریست در نظرها اشک عرق نقابیم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2340سایهوار از نارسایان جهان غربتیم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 2341هیچ میدانی مآل خود چرا نشناختیم
13 اشعار
غزل شمارهٔ 2342حسرتی در دل نماند از بسکه ما واسوختیم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2343یاد آن فرصت که ما هم عذر لنگی داشتیم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2344یاد آن فرصت که عیش رایگانی داشتیم
15 اشعار
غزل شمارهٔ 2345جبههٔ فکر ز خجلت عرق افشان کردیم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2346دیده را باز به دیدار که حیران کردیم
13 اشعار
غزل شمارهٔ 2347دوشکز دود جگر طرح شببشانکردیم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2348از چاک گریبان به دلی راه نکردیم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 2349چشم پوشیدیم و برما و من استغنا زدیم
12 اشعار
غزل شمارهٔ 2350بیتکلف گرگدا گشتیم و گر سلطان شدیم
13 اشعار
آڈیو
صداکاران
صنف
اصناف
وزن

