غزل شمارهٔ 2307

Toggle stanza 1
ای نرگست حیاکدهٔ صلح و جنگ هم
1

ای نرگست حیاکدهٔ صلح و جنگ هم

ساز غزال رام تو خشم پلنگ هم

2

دنباله‌های ابروت از دل گذشته است

می‌آید ازکمان توکار خدنگ هم

3

تنها نه دف ز حلقه به‌گوشان بزم تست

دارد سری به فکر سجود تو چنگ هم

4

رنگینی لباس چه مقدار دلکش است

گل‌کرده است این هوس از طبع سنگ هم

5

از آگهی به مغز خرد جمع‌کرده‌ایم

کیفیتی‌ که نیست در اوهام ننگ هم

6

زانو زدن ز خصم مپندار عاجزیست

پیداست این ادا دم‌ کین از تفنگ هم

7

ای خستت عقوبت جاوید، هوش‌دار

بدتر ز قبر می‌فشرد جسم تنگ هم

8

راهیست راه عمرکه خود قطع می‌شود

وصل فنا شتاب ندارد درنگ هم

9

عجزیست در مزاج تحیر سرشت من

کز خویش رفتنم نشکسته‌ست رنگ هم

10

درکارگاه عشق سلامت چه می‌کند

اینجا به طبع شیشه خزیده‌ست سنگ هم

11

بی‌الفت لباس ز عریان تنی چه باک

جنس دکان فخرپرستی‌ست ننگ هم

12

بیدل مباد منکر جام تهی شوی

دارد حضور قلقل مینا ترنگ هم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور