Toggle stanza 1
گر در هوای او قدمی پیش رفته‌ایم
1

گر در هوای او قدمی پیش رفته‌ایم

مانند شبنم از گره خویش رفته‌ایم

2

قید جهات مانع پرواز رنگ نیست

از حیرت اینقدر قفس اندیش رفته‌ایم

3

آنجاکه نقش جبههٔ تسلیم جاده است

آسوده‌ایم اگر همه در نیش رفته‌ایم

4

تا لب‌گشوده‌ایم به دریوزهٔ امید

چون آبرو ز کیسهٔ درویش رفته‌ایم

5

زاهد فسون زهد رها کن‌ که عمرهاست

ما هم چو شانه از ته این ریش رفته‌ایم

6

دنیا و صد معامله عقبا و صد خیال

ما بیخودان به چنگ چه تشویش رفته‌ایم

7

غواص درد را به محیط‌گهر چه‌کار

اخگر صفت فرو به دل ریش رفته‌ایم

8

در آفتاب سایه سراغ چه می‌کند

از خویش تا تو آمده‌ای پیش رفته‌ایم

9

با هیچ ذره راست نیاید حساب ما

از بس که در شمار کم و بیش رفته ایم

10

بیدل نشاط دهر مآلش ندامت‌ست

چون‌گل ازبن چمن همه تن ریش رفته‌ایم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور