غزل شمارهٔ 2337
Toggle stanza 1پایمالیم و فارغ ازگلهایم
11
پایمالیم و فارغ ازگلهایم
سر به بالین شکر آبلهایم
22
منزل و مقصدی معین نیست
لیک در فکر زاد و راحلهایم
33
همه چون اشک میرویم به خاک
سرنگونی متاع قافلهایم
44
از سجود دوام وضع نیاز
فرض خوان نماز نافلهایم
55
یک نفس ساز و صد جنون آهنگ
کس چه داند که در چه سلسلهایم
66
پهلوی عجز ما مگردانید
چون زمین خوابگاه زلزلهایم
77
عبرت از بند بند ما پیداست
شکل مربوط جمله فاصلهایم
88
امتحان گلفروش راز مباد
غنچهسان یکدلیم و ده دلهایم
99
آخر از یکدگر گسیختن است
خوش معاشان بد معاملهایم
1010
ناقبولی رواج معنی ماست
هرزهگویان دم زن صلهایم
1111
شرمدار ازکمال ما بیدل
قطره ظرف و حباب حوصلهایم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

