غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ 2351قابل بار امانتها مگو آسان شدیم

15 اشعار

غزل شمارهٔ 2352عشق هویی زد به صد مستی جنون باز آمدیم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2353فرصت‌کمین پرواز چون نالهٔ سپندیم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2354تا سایه صفت آینه از زنگ زدودیم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2355جز حیرت ازین مزرعه خرمن ننمودیم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2356خاک نمیم امروز دی محو یاد بودیم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2357درکارگاه تحقیق غیر از عدم نبودیم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2358جغد ویرانهٔ خیال خودیم

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 2359چون نگه عمریست داغ چشم حیران خودیم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2360خلوت‌پرست گوشهٔ حیرانی خودیم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2361عزت‌ کلاه بی سر و سامانی خودیم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2362سودیم سراپا و به پایی نرسیدیم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2363صد شکرکه جز عجز گیاهی ندمیدیم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2364برکاغذ آتش زده هر چند سواریم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2365عمرها شد عرق از هستی مبهم داریم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2366تا خامه‌وار خود را از سعی وا نداریم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2367تا چند به هر مرده و بیمار بگریم

14 اشعار

غزل شمارهٔ 2368وقت‌ست کنم شور جنون عام و بگریم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2369فریاد کز توهم نامحرم حضوریم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2370خیز کز درس دویی سر خط عاری گیریم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2371پیمانهٔ غناکدهٔ بی‌مثالیم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2372از کمال سرکشی عاجزترین عالمیم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2373بی شبهه نیست هستی از بسکه ناتوانیم

15 اشعار

غزل شمارهٔ 2374در رهت نا رفته از خود هر طرف سر می‌زنیم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2375صبح تمنا دمید، دل چمنستان ‌کنیم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2376به هرجا رفته‌ام از خویشتن راه تو می‌پویم

13 اشعار

غزل شمارهٔ 2377فسردن نیست ممکن دست بردارد ز پهلویم

14 اشعار

غزل شمارهٔ 2378نه لفظ از پرده می‌جوشد نه معنی می‌دهد رویم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2379به‌کنج نیستی عمریست جای خویش می‌جویم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2380شررواری ز فرصت رو نمای خویش می‌جویم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2381حرفم همه از مغز است از پوست نمی‌گویم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2382شکوهٔ اسباب چند، دل به رمیدن دهیم

14 اشعار

غزل شمارهٔ 2383اسمیم بی‌مسمی دیگر چه وانماییم

14 اشعار

غزل شمارهٔ 2384بیگانه وضعیم یا آشناییم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2385چون ‌کاغذ آتش‌زده مهمان بقاییم

14 اشعار

غزل شمارهٔ 2386دل حیرت آفرین است هر سو نظرگشاییم

16 اشعار

غزل شمارهٔ 2387عمری‌ست به‌صحرای طلب عجز دراییم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2388گر ما گوییم‌، ماکجاییم

18 اشعار

غزل شمارهٔ 2389شکست رنگ که بود آبیار این‌ گلشن

14 اشعار

غزل شمارهٔ 2390صفای دل به چراغ بقا دهد روغن

16 اشعار

غزل شمارهٔ 2391عمرها در پرده بود اسرار وهم ما و من

16 اشعار

غزل شمارهٔ 2392آخر از بار تعلق‌های اسباب جهان

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2393بر آن سرم‌ کز جنون نمایم بلند و پست خیال یکسان

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2394بسته‌ام چشم امید از الفت اهل جهان

14 اشعار

غزل شمارهٔ 2395بعد مردن از غبارم‌ کیست تا یابد نشان

15 اشعار

غزل شمارهٔ 2396تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان

15 اشعار

غزل شمارهٔ 2397در شکوه صافدل ندهد رخصت زبان

15 اشعار

غزل شمارهٔ 2398زهی به شوخی بهار نازت شکسته رنگ غرور امکان

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2399سخت جانی هرکجا آید به عرض امتحان

13 اشعار

غزل شمارهٔ 2400صورت اظهار معنی نیست محتاج بیان

12 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان