غزل شمارهٔ 2399

Toggle stanza 1
سخت جانی هرکجا آید به عرض امتحان
1

سخت جانی هرکجا آید به عرض امتحان

مغز ما را چون صدف خواهد برآورد استخوان

2

تیره بختی دارد از اقبال رنگ ما نشان

می‌کند فانوس شب روشن چراغ‌ کهکشان

3

از خم مژگان برون تاز است پرواز نگاه

وحشت ما بال و پر کرده‌ست اندر آشیان

4

در بیابانی که می‌بالد رم دیوانه‌ام

می‌کنند از نقش پا مقراض وحشت آهوان

5

گر نشد دیوانهٔ من پا به دامان ادب

ناله را زنجیر می‌گردد رگ خواب گران

6

مگذر ای شوخ از طواف دیدهٔ حیران من

دارد این نقش قدم از طرز رفتاری نشان

7

رنگ می‌بازد سراپایم به یک پرواز دل

در نسیم بال بلبل دارد این گلشن خزان

8

تیشهٔ فرهاد من مضراب ساز درد کیست

کز رگ هر سنگ همچون تار می‌جوشد فغان

9

حرفی از چشم ترم گفتند در گوش محیط

موجش از گرداب ماند انگشت حیرت در دهان

10

حسرتم هر جانشان ناوک ناز تو کرد

ریخت مغز از استخوان ما چو آب از ناودان

11

قابل عرض سجودت کو به سامان جبهه‌ای

از عرق آبی مگر پاشم به خاک آستان

12

هر دو عالم در کمند سر به زانو بستن است

خانه دارد در بغل تا حلقه می‌باشد کمان

13

نیست بیدل گوشه گیریهای ما بی‌مصلحت

خلوتی می‌باید ارباب سخن را چون زبان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن که فصل گل همی گویند، اینک آمد آن

گل گریبان می درد از خجلت نسرین خزان

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1558

قبه بر کیوان رساند این کاخ گردون آستان

گو کلاه انداز ازین شادی زمین برآسمان

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 10

آمد آن سرو روان بیرون به پا گیسوکشان

شد مرا مربوط با هر موی او رگ‌های جان

جامیدیوان اشعاراشعار پراکندهشمارهٔ 10

این همایون خانه کامد خانه چشم جهان

روشنایی باد ازو چشم جهان را جاودان

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 20

جان شیرین است گفتم آن دولب گفت آن دهان

در میان جان شیرین سر ما باید نهان

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 381

خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان

لشکرت همواره یافه، چون رمهٔ رفته شبان

رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 112

دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان

گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1935

ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان

می زنند ای جان مردان عشق ما بر دف زنان

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1940

مهره‌ای از جان ربودم بی‌دهان و بی‌دهان

گر رقیب او بداند گو بدان و گو بدان

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1941

من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان

تا نداند چشم دشمن ور بداند گو بدان

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1942

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور