Toggle stanza 1
وقت‌ست کنم شور جنون عام و بگریم
1

وقت‌ست کنم شور جنون عام و بگریم

چون ابر بر آیم به سر بام و بگریم

2

تا گرد ره هرزه دوی‌ها بنشیند

از آبله چشمی بکنم وام و بگریم

3

چون ابر به صد دشت و درم اشک فشانی‌ست

کو بخت که یکجا کنم آرام و بگریم

4

فرصت ز چراغ سحرم بال فشان رفت

از منتظرانم که شود شام و بگریم

5

شاید نگهی صید کند دانهٔ اشکی

در راه تو چندی فکنم دام و بگریم

6

چون شمع خموشم بگذارید مبادا

یادم دهد آغاز ز انجام و بگریم

7

دور از نگهت حاصلم این بس که درین باغ

چشمی دهم آب ازگل بادام و بگریم

8

نومید وصالم من بیدل چه توان‌کرد

دل خوش‌کنم ای‌کاش به این نام و بگریم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور