غزل شمارهٔ 2368
Toggle stanza 1وقتست کنم شور جنون عام و بگریم
11
وقتست کنم شور جنون عام و بگریم
چون ابر بر آیم به سر بام و بگریم
22
تا گرد ره هرزه دویها بنشیند
از آبله چشمی بکنم وام و بگریم
33
چون ابر به صد دشت و درم اشک فشانیست
کو بخت که یکجا کنم آرام و بگریم
44
فرصت ز چراغ سحرم بال فشان رفت
از منتظرانم که شود شام و بگریم
55
شاید نگهی صید کند دانهٔ اشکی
در راه تو چندی فکنم دام و بگریم
66
چون شمع خموشم بگذارید مبادا
یادم دهد آغاز ز انجام و بگریم
77
دور از نگهت حاصلم این بس که درین باغ
چشمی دهم آب ازگل بادام و بگریم
88
نومید وصالم من بیدل چه توانکرد
دل خوشکنم ایکاش به این نام و بگریم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

