آڈیوز
صداکار عندلیب کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس
یہ صفحہ صرف صداکار عندلیب کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔
نظمیں
غزل شمارهٔ 1983به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین
By God, I have no inclination towards either fat or sweet, nor for the purse full of gold, neither for the golden cup.
غزل شمارهٔ 1984بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرین
غزل شمارهٔ 1985صنما بیار باده بنشان خمار مستان
غزل شمارهٔ 1986صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن
Beautiful one, by your roguish eye, signal with your eye; for one moment repair with a glance this your ruin.
غزل شمارهٔ 1987هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن
غزل شمارهٔ 1988چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان
غزل شمارهٔ 1989جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
غزل شمارهٔ 1990جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن
غزل شمارهٔ 1991همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
غزل شمارهٔ 1992خوی با ما کن و با بیخبران خوی مکن
غزل شمارهٔ 1993هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من
غزل شمارهٔ 1994بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان
غزل شمارهٔ 1995اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان
غزل شمارهٔ 1996چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
غزل شمارهٔ 1997هر که را گشت سر از غایت برگردیدن
غزل شمارهٔ 1998به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن
غزل شمارهٔ 1999مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن
غزل شمارهٔ 2000ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من
Since you deserted me death is for me joy and ease; without you, death has become for me like honey and milk.
غزل شمارهٔ 2001دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من
غزل شمارهٔ 2002تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین
غزل شمارهٔ 2003همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
All have eaten and fallen asleep, and the house has become empty; it is time for us to saunter forth to the garden,
غزل شمارهٔ 2004شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان
غزل شمارهٔ 2005چه نشستی دور چون بیگانگان
غزل شمارهٔ 2006هر کجا که پا نهی ای جان من
Wherever you set your foot, my darling, tulip and violet and jasmine spring up.
غزل شمارهٔ 2007شاه ما باری برای کاهلان
غزل شمارهٔ 2008می بده ای ساقی آخرزمان
غزل شمارهٔ 2009نک بهاران شد صلا ای لولیان
غزل شمارهٔ 2010بشنو از دل نکتههای بیسخن
Hear the wordless subtleties, and understand what catches not the understanding.
غزل شمارهٔ 2011جان جانهایی تو جان را برشکن
غزل شمارهٔ 2012ای دلارام من و ای دل شکن
غزل شمارهٔ 2013ساقیا برخیز و می در جام کن
غزل شمارهٔ 2014راز چون با من نگوید یار من
غزل شمارهٔ 2015فقر را در خواب دیدم دوش من
Last night I saw Poverty in a dream, I became beside myself from its beauty.
غزل شمارهٔ 2016جان من جان تو جانت جان من
غزل شمارهٔ 2017آمد آمد در میان خوب ختن
غزل شمارهٔ 2018مرغ خانه با هما پروا مکن
غزل شمارهٔ 2019ای ببرده دل تو قصد جان مکن
غزل شمارهٔ 2020ای خدا این وصل را هجران مکن
غزل شمارهٔ 2021صبحدم شد زود برخیز ای جوان
غزل شمارهٔ 2022ای زیان و ای زیان و ای زیان
غزل شمارهٔ 2023رو قرار از دل مستان بستان
غزل شمارهٔ 2024مات خود را صنما مات مکن
غزل شمارهٔ 2025ای به انکار سوی ما نگران
غزل شمارهٔ 2026به شکرخنده ببردی دل من
غزل شمارهٔ 2027ای امتان باطل بر نان زنید بر نان
غزل شمارهٔ 2028گرچه بسی نشستم در نار تا به گردن
Though long enough I have sat in fire up to my neck, now I am up to my neck in the water of union with the Beloved.

