غزل شمارهٔ 1998

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یدن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن
1
به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن
به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن
2
به خدا چرخ همان دید که من دیدستم
ور نه دیدی ز چه بودیش به سر گردیدن
3
گفتم ای نی تو چنین زار چرا می نالی
گفت خوردم دم او شرط بود نالیدن
4
گفتم ای ماه نو این جمله گداز تو ز چیست
گفت کاهش دهدم فایده بالیدن
5
فایده زفت شدن در کمی و کاستن است
از پی خرج بود مکسبه‌ها ورزیدن
6
پر پروانه پی درک تف شمع بود
چونک آن یافت نخواهد پر و دریازیدن
7
در فنا جلوه شود فایده هستی‌ها
پس نباید ز بلا گریه و درچغزیدن
8
پس خمش باش همی‌خور ز کمان‌هاش خدنگ
چون هنر در کمیت خواهد افزاییدن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور