غزل شمارهٔ 298

شاعر: عراقی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 25

صنف: غزل

Toggle stanza 1
کشید کار ز تنهاییم به شیدایی
1

کشید کار ز تنهاییم به شیدایی

ندانم این همه غم چون کشم به تنهایی؟

2

ز بس که داد قلم شرح سرنوشت فراق

ز سرنوشت قلم نامه گشت سودایی

3

مرا تو عمر عزیزی و رفته‌ای ز برم

چو خوش بود اگر، ای عمر رفته بازآیی

4

زبان گشاده، کمر بسته‌ایم، تا چو قلم

به سر کنیم هر آن خدمتی که فرمایی

5

به احتیاط گذر بر سواد دیدهٔ من

چنان که گوشهٔ دامن به خون نیالایی

6

نه مرد عشق تو بودم ازین طریق، که عقل

درآمده است به سر، با وجود دانایی

7

درم گشای، که امید بسته‌ام در تو

در امید که بگشاید؟ ار تو نگشایی

8

به آفتاب خطاب تو خواستم کردن

دلم نداد، که هست آفتاب هر جایی

9

سعادت دو جهان است دیدن رویت

زهی! سعادت، اگر زان چه روی بنمایی!

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دلم که لاف زدی از کمال دانایی

نگر که چون شد از اندیشه تو سودایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1897

ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جایی

غبار راه توام تا کی‌ام زنی پایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2808

گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی

که زود می روی ای جان و دیر می آیی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 462

شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی

نداشتم من بیدل جز این تمنایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 978

به چَشْم کَرْدِه‌ام اَبْرویِ ماه‌سیمایی

خیالِ سَبْزخَطْی، نَقْش بَسْتِه‌اَم جایی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 491

به من سلام فرستاد دوستی امروز

که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 29

ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی

چو وام دار مرا می‌کند تقاضایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3064

شدم به سوی چه آب همچو سقایی

برآمد از تک چه یوسفی معلایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3065

بیامدیم دگربار سوی مولایی

که تا به زانوی او نیست هیچ دریایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3079

تو نور دیده جان یا دو دیده مایی

که شعله شعله به نور بصر درافزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3080

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور