غزل شمارهٔ 297

Toggle stanza 1
سحرگه بر در راحت سرایی
1

سحرگه بر در راحت سرایی

گذر کردم شنیدم مرحبایی

2

درون رفتم، ندیمی چند دیدم

همه سر مست عشق دلربایی

3

همه از بیخودی خوش وقت بودند

همه ز آشفتگی در هوی و هایی

4

ز رنگ نیستی شان رنگ و بویی

ز برگ بی‌نوایی‌شان نوایی

5

ز سدره برتر ایشان را مقامی

ورای عرش و کرسی متکایی

6

نشسته بر سر خوان فتوت

بهر دو کون در داده صلایی

7

نظر کردم، ندیدم ملک ایشان

درین عالم، به جز تن، رشته‌تایی

8

ز حیرت در همه گم گشته از خود

ولی در عشق هر یک رهنمایی

9

مرا گفتند: حالی چیست؟ گفتم:

چه پرسی حال مسکین گدایی؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دل با یکی مانده ست جایی

که ناید روزی از کویش صبایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1930

ز بس کز آشنایان زخم خوردم

زند گر حلقه گردم اژدهایی

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 4

پدید آمد رسوم بی وفایی

نماند از کس نشان آشنایی

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 35

بر من نیستی یارا کجایی

به هر جایی که هستی جان فزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2671

دلا در روزه مهمان خدایی

طعام آسمانی را سرایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2672

سؤالی دارم ای خواجه خدایی

که امروز این چنین شیرین چرایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2673

بیاموز از پیمبر کیمیایی

که هر چت حق دهد می‌ده رضایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2675

کجایید ای شهیدان خدایی

بلاجویان دشت کربلایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2707

تو هر روزی از آن پشته برآیی

کنی مر تشنه جانان را سقایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2708

بیا ای یار کامروز آن مایی

چو گل باید که با ما خوش برآیی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2711

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور