غزل شمارهٔ 2671

Toggle stanza 1
بر من نیستی یارا کجایی
1
بر من نیستی یارا کجایی
به هر جایی که هستی جان فزایی
2
ز خشم من به هر ناکس بسازی
به رغم من به هر آتش درآیی
3
چو بینی مر مرا نادیده آری
چنین باشد وفا و آشنایی
4
عزیزی بودم خوارم ز عشقت
در این خواری نگر کبر خدایی
5
برای تو جدا گردم ز عالم
که تا ناید مرا بوی جدایی
6
سبک روحا گران کردی تو رو را
که یعنی قصد دارم بی‌وفایی
7
تو در دل جورها داری همی‌کن
که تا روز قیامت جان مایی
8
الا ای چرخ زاینده چنین ماه
نزایی و نزایی و نزایی
9
به کوه قاف شمس الدین تبریز
همایی و همایی و همایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دل با یکی مانده ست جایی

که ناید روزی از کویش صبایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1930

ز بس کز آشنایان زخم خوردم

زند گر حلقه گردم اژدهایی

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 4

پدید آمد رسوم بی وفایی

نماند از کس نشان آشنایی

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 35

تو با این لطف طبع و دل‌ربایی

چنین سنگین‌دل و سرکش چرایی؟

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 502

گرم راحت رسانی ور گزایی

محبت بر محبت می‌فزایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 507

خداوندان نعمت را کرم هست

ولیکن صبر به بر بینوایی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 194

طبیبی را حکایت کرد پیری

که می‌گردد سرم چون آسیایی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 195

مکن ای بی وفا ناآشنایی

در آتش سوخت گل از بی وفایی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6971

دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی

که در وی خوشدلی را نیست جایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 293

سحرگه بر در راحت سرایی

گذر کردم شنیدم مرحبایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 297

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور