شمارهٔ 195

Toggle stanza 1
طبیبی را حکایت کرد پیری
1
طبیبی را حکایت کرد پیری
که می‌گردد سرم چون آسیایی
2
نه گوشی ماند فهمم را نه هوشی
نه دستی ماند جهدم را نه پایی
3
نه دیدن می‌توانم بی‌تأمل
نه رفتن می‌توانم بی‌عصایی
4
روان دردمندم را بیندیش
اگر دستت دهد تدبیر و رایی
5
وگر دانی که چشمم را بسازد
بساز از بهر چشمم توتیایی
6
ندیدم در جهان چون خاک شیراز
وزین ناسازتر آب و هوایی
7
گرم پای سفر بودی و رفتار
تحول کردمی زینجا به جایی
8
حکایت برگرفت آن پیر فرتوت
ز جور دور گیتی ماجرایی
9
طبیب محترم درماند عاجز
ز دستش تا به گردن در بلایی
10
بگفتا صبر کن بر درد پیری
که جز مرگش نمی‌بینم دوایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دل با یکی مانده ست جایی

که ناید روزی از کویش صبایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1930

ز بس کز آشنایان زخم خوردم

زند گر حلقه گردم اژدهایی

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 4

پدید آمد رسوم بی وفایی

نماند از کس نشان آشنایی

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 35

بر من نیستی یارا کجایی

به هر جایی که هستی جان فزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2671

دلا در روزه مهمان خدایی

طعام آسمانی را سرایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2672

سؤالی دارم ای خواجه خدایی

که امروز این چنین شیرین چرایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2673

بیاموز از پیمبر کیمیایی

که هر چت حق دهد می‌ده رضایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2675

کجایید ای شهیدان خدایی

بلاجویان دشت کربلایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2707

تو هر روزی از آن پشته برآیی

کنی مر تشنه جانان را سقایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2708

بیا ای یار کامروز آن مایی

چو گل باید که با ما خوش برآیی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2711

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور