شمارهٔ 35

Toggle stanza 1
پدید آمد رسوم بی وفایی
1
پدید آمد رسوم بی وفایی
نماند از کس نشان آشنایی
2
برند از فاقه نزد هر خسیسی
کنون اهل هنر دست گدایی
3
کسی کـ‌او فاضل است امروز در دهر
نمی بیند زغم یک دم رهایی
4
ولیکن جاهل است اندر تنعم
متاع او چو هست این دم بهایی
5
وگر شاعر بگوید شعر چون آب
که دل را زآن فزاید روشنایی
6
نبخشندش جویی از بخل و امساک
اگر خود فی المثل باشد سنایی
7
خرد در گوش هوشم دی همی گفت
برو صبری بکن در بینوایی
8
قناعت را بضاعت ساز و می‌سوز
در این درد و عنا چون بی‌نوایی
9
بیا حافظ به جان این پند بشنو
که گر از پا درافتی با سر آیی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مرا دل با یکی مانده ست جایی

که ناید روزی از کویش صبایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1930

ز بس کز آشنایان زخم خوردم

زند گر حلقه گردم اژدهایی

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 4

بر من نیستی یارا کجایی

به هر جایی که هستی جان فزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2671

دلا در روزه مهمان خدایی

طعام آسمانی را سرایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2672

سؤالی دارم ای خواجه خدایی

که امروز این چنین شیرین چرایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2673

بیاموز از پیمبر کیمیایی

که هر چت حق دهد می‌ده رضایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2675

کجایید ای شهیدان خدایی

بلاجویان دشت کربلایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2707

تو هر روزی از آن پشته برآیی

کنی مر تشنه جانان را سقایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2708

بیا ای یار کامروز آن مایی

چو گل باید که با ما خوش برآیی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2711

بیا جانا که امروز آن مایی

کجایی تو کجایی تو کجایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2712

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور