غزل شمارهٔ 296

شاعر: عراقی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 25

صنف: غزل

Toggle stanza 1
زهی! جمال تو رشک بتان یغمایی
1

زهی! جمال تو رشک بتان یغمایی

وصال تو هوس عاشقان شیدایی

2

عروس حسن تو را هیچ در نمی‌یابد

به گاه جلوه‌گری دیدهٔ تماشایی

3

بدین صفت که تویی بر جمال خود عاشق

به غیر خود، نه همانا، که روی بنمایی

4

حجاب روی تو هم روی توست در همه حال

نهانی از همه عالم، ز بسکه پیدایی

5

بهر چه می‌نگرم صورت تو می‌بینم

ازین میان همه در چشم من تو می‌آیی

6

همه جهان به تو می‌بینم و عجب نبود

ازان سبب که تویی در دو دیده بینایی

7

ز رشک تا نشناسد تو را کسی، هر دم

جمال خود به لباس دگر بیارایی

8

تو را چگونه توان یافت؟ در تو خود که رسد؟

که هر نفس به دگر منزل و دگر جایی

9

عراقی از پی تو دربه در همی گردد

تو خود مقیم میان دلش هویدایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دلم که لاف زدی از کمال دانایی

نگر که چون شد از اندیشه تو سودایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1897

ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جایی

غبار راه توام تا کی‌ام زنی پایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2808

گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی

که زود می روی ای جان و دیر می آیی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 462

شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی

نداشتم من بیدل جز این تمنایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 978

به چَشْم کَرْدِه‌ام اَبْرویِ ماه‌سیمایی

خیالِ سَبْزخَطْی، نَقْش بَسْتِه‌اَم جایی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 491

به من سلام فرستاد دوستی امروز

که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 29

ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی

چو وام دار مرا می‌کند تقاضایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3064

شدم به سوی چه آب همچو سقایی

برآمد از تک چه یوسفی معلایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3065

بیامدیم دگربار سوی مولایی

که تا به زانوی او نیست هیچ دریایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3079

تو نور دیده جان یا دو دیده مایی

که شعله شعله به نور بصر درافزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3080

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور