غزل شمارهٔ 3065

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 25

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شدم به سوی چه آب همچو سقایی
1

شدم به سوی چه آب همچو سقایی

برآمد از تک چه یوسفی معلایی

2

سبک به دامن پیراهنش زدم من دست

ز بوی پیرهنش دیده گشت بینایی

3

به چاه در نظری کردم از تعجب من

چه از ملاحت او گشته بود صحرایی

4

کلیم روح به هر جا رسید میقاتش

اگر چه کور بود گشت طور سینایی

5

زنخ ز دست رقیبی که گفت از چه دور

از این سپس منم و چاه و چون تو زیبایی

6

کسی که زنده شود صد هزار مرده از او

عجب نباشد اگر پیر گشت برنایی

7

هزار گنج گدای چنین عجب کانی

هزار سیم نثار لطیف سیمایی

8

جهان چو آینه پرنقش توست اما کو

به روی خوب تو بی‌آینه تماشایی

9

سخن تو گو که مرا از حلاوت لب تو

نه عقل ماند و نه اندیشه‌ای و نی رایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دلم که لاف زدی از کمال دانایی

نگر که چون شد از اندیشه تو سودایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1897

ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جایی

غبار راه توام تا کی‌ام زنی پایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2808

گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی

که زود می روی ای جان و دیر می آیی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 462

شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی

نداشتم من بیدل جز این تمنایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 978

به چَشْم کَرْدِه‌ام اَبْرویِ ماه‌سیمایی

خیالِ سَبْزخَطْی، نَقْش بَسْتِه‌اَم جایی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 491

به من سلام فرستاد دوستی امروز

که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 29

دریچه‌ای ز بهشتش به روی بگشایی

که بامداد پگاهش، تو روی بنمایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 506

امید عافیت آنگه بود موافق عقل

که نبض را به طبیعت شناس بنمایی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 193

ضمیر مصلحت اندیش هر چه پیش آید

به تجربت بزند بر محک دانایی

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 196

دریغ روز جوانی و عهد برنایی

نشاط کودکی و عیش خویشتن رایی

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 60 - تنبیه و موعظت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور