غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ 1901شرع هر دین بهرهٔ او نیست جز رفع شکوک

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1902چو غنچه بسکه تپیدم ز وحشت دل تنگ

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1903در نظرها معنی‌ام‌ گل می‌کند غیرت به چنگ

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1904رسانده‌ایم درین عرصهٔ خیال آهنگ

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1905رفت مرآت دل از کلفت آفاق به زنگ

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1906ز خودفروشی پرواز بسکه دارم ننگ

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1907نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگ

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1908تاکجا با طبع سرکش سرکند تدبیر جنگ

17 اشعار

غزل شمارهٔ 1909گرم نوید کیست سروش شکست رنگ

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1910مگو پیام وفا جسته‌جسته دارد رنگ

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1911در یاد جلوهٔ توکه دارد هزار رنگ

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1912یک برک‌ گل نکرده ز روبت بهار رنگ

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1913گر جنون جوشد به این تأثیر احسانش ز سنگ

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1914کعبهٔ دل‌ گرچه دارد تنگ ارکانش ز سنگ

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1915ای خانهٔ آیینه ز دیدار تو پرگل

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1916بلبل الم غنچه کشد بیشتر از گل

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1917سنگی چو گوهر، بستیم بر دل

15 اشعار

غزل شمارهٔ 1918سعی روزی‌کاهش است ای بیخبر چشمی بمال

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1919عشرت سالگره تا کی‌ات ای غفلت فال

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1920زخم تیغی ز تو برداشته‌ام همچو هلال

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1921به رنگی یأس جوشیده‌ست با دل

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1922ز من عمریست می‌گردد جدا دل

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1923گاه موج اشک و گاهی گرد افغانست دل

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1924بازآکه بی‌جمالت توفان شکسته بر دل

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1925گر چنین جوشاند آثار دویی ننگش ز دل

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1926به پیری ‌گشته حاصل از برای من فراغ دل

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1927از شوخی فضولی ما داشت عار وصل

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1928چیست درین فتنه‌زار غیر ستم در بغل

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1929ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1930عمریست چون‌ گل می‌روم زین باغ حرمان در بغل

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1931محو جنون ساکنم شور بیابان در بغل

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1932می‌آید از دشت جنون گردم بیابان در بغل

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1933تا چشم تو شد ساغر دوران تغافل

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1934زین باغ‌ گذشتیم به احسان تغافل

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1935ای جوش بهارت چمن‌آرای تغافل

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1936خواندم خط هر نسخه به ایمای تغافل

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1937ای فرش خرامت همه‌جا چون سر ما گل

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1938بسکه افتاده‌ست باغ آبرو نایاب گل

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1939گر کند طاووس حیرتخانهٔ اسباب گل

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1940ای بهار جلوه‌ات را شش جهت دربار گل

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1941با چنین شوخی نشیند تا به‌کی بیکار گل

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1942در چمن‌ گر جلوه‌ات آرد به روی‌ کار گل

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1943می‌توان در باغ دید از سینهٔ افگار گل

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1944می‌کند درس رمی از رنگ و بو تکرار گل

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1945نوبهار آرد به امداد من بیمارگل

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1946اگر آن نازنین رود به تماشای رنگ‌گل

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1947دل آرمیده به خون مکش ز فسون رنگ وهوای‌ گل

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1948تا بست ادب نامهٔ من در پر بسمل

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1949وفور مال به تأکید خسّت است دلیل

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1950بس که چون سایه‌ام از روز ازل تیره رقم

13 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان