غزل شمارهٔ 1907

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نگ

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگ
1

نام شاهان کز نگین گل کرده کر و فر به چنگ

عبرتی بیرون چکیده‌ست از فشار چشم تنگ

2

صدر استغنای یار آمادهٔ تعظیم ماست

یک قدم‌ گر بگذرپم از چوب دربانان ننگ

3

دهر بی‌باک‌ست اما قابل بیداد کیست

همت از مینا طلب درکوه بسیار است سنگ

4

فضل اگر رهبر بود اوهام انوار هداست

ابر رحمت خضر می‌رویاند از صحرای بنگ

5

تا اثر چون ناله از صید اجابت نگذرد

پر برون می‌آرد اینجا سعی منقار خدنگ

6

از هوس عمریست چون آیینه مژگان بسته‌ایم

کم نگردد از سر ما سایهٔ دیوار زنگ

7

خاک می‌لیسد دم بیدستگاهی لاف مرد

سرمه آهنگ است در آب تنک هوی نهنگ

8

گرمی آغوش بیرنگی برودت مایه نیست

همچو بوی‌گل چه شد زیر پرم نگرفت رنگ

9

چشم بدمست‌ که زد بر سنگ مینای مرا

کز غبارم تا قیامت صوت خیزاند ترنگ

10

امتحان هستی از دل رونق تحقیق برد

از نفس‌کردیم آخر خانهٔ آیینه تنگ

11

آسمان بیدل ندانم تا کجا می‌راندم

این فلاخن می‌زند عمریست از دورم به سنگ

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ابوسعید خراز - قدس الله سره - گوید که در اوایل حال ارادت محافظت سر وقت خود می کردم، روزی به بیابانی درآمدم و می رفتم، از قفای من آواز چیزی برآمد دل خود از التفات به آن و چشم خود را از نظر به آن نگاه داشتم.

به سوی من آمد تا به من نزدیک شد، دیدم که دو سبع عظیم به دوش من بالا آمدند، من به ایشان نظر نکردم، نه در وقت برآمدن و نه در وقت فرود آمدن.

جامیبهارستانروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 15

دی رسید از مطبخ خواجه که بادا دود آن

رفته چون ظل زمین تا طارم فیروزه رنگ

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 32

محتسب در دست سنگ انداخت در خمخانه چنگ

وای رندان گر درآید پای خم می به سنگ

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 298

عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ چنگ

آتش ساده عجبتر یا رخ من رنگ رنگ

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1325

جلوه های مختلف دارد شراب لاله رنگ

آب، جوهر می شود درتیغ و در آیینه زنگ

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5222

در نظرها معنی‌ام‌ گل می‌کند غیرت به چنگ

خامه‌ام دارد مداد از محضر داغ پلنگ

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1903

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور