غزل شمارهٔ 1950

Toggle stanza 1
بس که چون سایه‌ام از روز ازل تیره رقم
1

بس که چون سایه‌ام از روز ازل تیره رقم

خط پیشانی من گم شده در نقش قدم

2

عشق هر سو کشدم چاره همان تسلیم است

غیر خورشید پر و بال ندارد شبنم

3

قطع خود کرده‌ام از خیر و شرم هیچ مپرس

خط کشد بر عمل خود چو شود دست قلم

4

راحت از عالم اسباب تغافل دارد

مژه بی‌ دوختن چشم نیاید بر هم

5

فیض ایثار اگر عرض تمتع ندهد

مار ازگنج چه اندوده و ماهی ز درم

6

نبرد چشم طمع سیری از اسباب جهان

رشتهٔ موج ندوزد لب‌ گرداب به هم

7

طالب صحبت معنی نظران باید بود

خاک در صحن بهشتی که ندارد آدم

8

عشق هر جا فکند مایدهٔ حسن ادب

هم به پایت‌ که به پایت نتوان خورد قسم

9

عجز طاقت چقدر سرمهٔ عبرت دارد

بسکه خم شد قد ما ماند نظر محو قدم

10

موی ژولیده همان افسر دیوانهٔ ماست

علم شعله به جز دود ندارد پرچم

11

عجز هم‌ کاش نمی‌کرد گل از جرأت ما

تیغ ما تهمت خون می‌کشد از ریزش دم

12

بی فنا چارهٔ تشویش نفس ممکن نیست

پنبه‌ گردد مگر این رشته‌ که‌ گردد محکم

13

به چه امید کنم خواهش وصلش بیدل

من ‌که آغوش وداع خودم از قامت خم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

انوری - رحمة الله تعالی، حکیمی کامل و فصیحی فاضل بود، و حسن شعر و لطف نظم شمه ایست از علو حال او و خالی است از جمال کمال او سخنان او مشهور است و دیوان او مسطور و از لطایف اشعار وی یک قطعه که مشعر است به نصیحت شعرا نوشته می شود:

دی مرا عاشقکی گفت: غزل می گویی

جامیبهارستانروضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)بخش 14 - انوری

در مجلس کسری سه تن از حکما جمع آمدند: فیلسوف روم و حکیم هند و بزرجمهر سخت ترین سخن به آنجا رسید که سخت ترین چیزها چیست؟

رومی گفت: پیری و سستی با ناداری و تنگدستی هندی گفت: تن بیمار با اندوه بسیار بزرجمهر گفت: نزدیکی اجل با دوری از حسن عمل همه به قول بزرجمهر بازآمدند.

جامیبهارستانروضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)بخش 7

چون ز فیض رشحات نم باران قدم

سربرافراخت نی از خاک نیستان عدم

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 305

خواهم از تیغت پس از قتل استخوان خود قلم

تا کنم شرح غمت بر لوح خاک خود رقم

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 581

مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم

فرح ابن الفرح ابن الفرح ابن الفرحم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1638

رفت فرصت ز کف اما من حیرت‌زده هم

آنقدر دست ندارم‌که توان سود بهم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1953

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور