غزل شمارهٔ 581

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: م

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خواهم از تیغت پس از قتل استخوان خود قلم
1

خواهم از تیغت پس از قتل استخوان خود قلم

تا کنم شرح غمت بر لوح خاک خود رقم

2

بر سرم ران روزی از راه کرم رخش جفا

تا کیم داری ز محرومی لگدکوب ستم

3

گر خم محراب ابروی تو بیند شیخ شهر

پشت طاعت کم کند دیگر به سوی قبله خم

4

از مژه خوناب وز دل خون ناب آید مرا

غرقه خواهم شد درین سیل دمادم دمبدم

5

ریز خون ما به گرد کعبه کویت که نیست

جز به خون دردمندان تشنه ریگ این حرم

6

روی اگر نپسندیم سودن به پشت پای خویش

فرش کن چشم مرا بهر خدا زیر قدم

7

تنگ شد بر جامی از هجر رخت شهر وجود

وقت آن آمد که آرد رو به صحرای عدم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بس که چون سایه‌ام از روز ازل تیره رقم

خط پیشانی من گم شده در نقش قدم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1950

رفت فرصت ز کف اما من حیرت‌زده هم

آنقدر دست ندارم‌که توان سود بهم

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1953

مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم

فرح ابن الفرح ابن الفرح ابن الفرحم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1638

انوری - رحمة الله تعالی، حکیمی کامل و فصیحی فاضل بود، و حسن شعر و لطف نظم شمه ایست از علو حال او و خالی است از جمال کمال او سخنان او مشهور است و دیوان او مسطور و از لطایف اشعار وی یک قطعه که مشعر است به نصیحت شعرا نوشته می شود:

دی مرا عاشقکی گفت: غزل می گویی

جامیبهارستانروضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)بخش 14 - انوری

در مجلس کسری سه تن از حکما جمع آمدند: فیلسوف روم و حکیم هند و بزرجمهر سخت ترین سخن به آنجا رسید که سخت ترین چیزها چیست؟

رومی گفت: پیری و سستی با ناداری و تنگدستی هندی گفت: تن بیمار با اندوه بسیار بزرجمهر گفت: نزدیکی اجل با دوری از حسن عمل همه به قول بزرجمهر بازآمدند.

جامیبهارستانروضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)بخش 7

چون ز فیض رشحات نم باران قدم

سربرافراخت نی از خاک نیستان عدم

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 305

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور