Toggle stanza 1
بازآکه بی‌جمالت توفان شکسته بر دل
1

بازآکه بی‌جمالت توفان شکسته بر دل

تو بار بسته بر ناز ما دست بسته بر دل

2

سرو تو در چه‌ گلشن دارد خرام عشرت

چون داغ نقش پایت صد جا نشسته بر دل

3

از آه بی‌ا‌ثر هم ممنون التفاتیم

کز یأس آمد آخر این تیر جسته بر دل

4

نتوان به جهد بردن غلتانی از گهرها

آوارگی عنانی دیگر گسسته بر دل

5

شبنم به باغ حسرت دیدار می‌پرستد

افتاده‌ام به راهت آیینه بسته بر دل

6

افسوس‌ازین دو دم عمرکزیاس بایدم زد

در هر نفس‌کشیدن تیغ دو دسته بر دل

7

چون اشک شمع بیدل دور از بساط وصلش

آتش فشانده بر سر مینا شکسته بر دل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور