صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 131

غزل شمارهٔ 131

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 19

صنف: غزل

صداکاران: پری ساتکنی عندلیب، آرش خیرآبادی
Toggle stanza 1
11
من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا
سوی کوه طور رفتم حبذا لی حبذا
22
دیدم آن جا پادشاهی خسروی جان پروری
دلربایی جان فزایی بس لطیف و خوش لقا
33
کوه طور و دشت و صحرا از فروغ نور او
چون بهشت جاودانی گشته از فر و ضیا
44
ساقیان سیمبر را جام زرین‌ها به کف
رویشان چون ماه تابان پیش آن سلطان ما
55
روی‌های زعفران را از جمالش تاب‌ها
چشم‌های محرمان را از غبارش توتیا
66
از نوای عشق او آن جا زمین در جوش بود
وز هوای وصل او در چرخ دایم شد سما
77
در فنا چون بنگرید آن شاه شاهان یک نظر
پای همت را فنا بنهاد بر فرق بقا
88
مطرب آن جا پرده‌ها بر هم زند خود نور او
کی گذارد در دو عالم پرده‌ای را در هوا
99
جمع گشته سایه الطاف با خورشید فضل
جمع اضداد از کمال عشق او گشته روا
1010
چون نقاب از روی او باد صبا اندرربود
محو گشت آن جا خیال جمله شان و شد هبا
1111
لیک اندر محو هستیشان یکی صد گشته بود
هست محو و محو هست آن جا بدید آمد مرا
1212
تا بدیدم از ورای آن جهان جان صفت
ذره‌ها اندر هوایش از وفا و از صفا
1313
بس خجل گشتم ز رویش آن زمان تا لاجرم
هر زمان زنار می‌ببریدم از جور و جفا
1414
گفتم ای مه توبه کردم توبه‌ها را رد مکن
گفت بس راهست پیشت تا ببینی توبه را
1515
صادق آمد گفت او وز ماه دور افتاده‌ام
چون حجاج گمشده اندر مغیلان فنا
1616
نور آن مه چون سهیل و شهر تبریز آن یمن
این یکی رمزی بود از شاه ما صدرالعلا
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بیدار کنید مستیان را

از بهر نبیذ همچو جان را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 130

اگلی نظم

در میان پرده خون عشق را گلزارها

عاشقان را با جمال عشق بی‌چون کارها

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 132

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصا

بر رخت نظاره‌ها را لغزش از جوشِ صفا

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 3

او سپهر و من‌کف خاک اوکجا و من‌کجا

داغم از سودای خام غفلت و وهم رسا

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 4

آن که تسبیح حصا بر صدق او آمد گوا

گاه احصای ثنایت گفته لا احصی ثنا

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 1 - فی توحیده سبحانه و تعالی

مرحبا ای قاصد ملک معالی مرحبا

الصلا کز جان و دل نزل تو کردم الصلا

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 2

ای چو نعمان‌بن ثابت در شریعت مقتدا

وی بحجت پیشوای شرع و دین مصطفا

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 1 - در مدح امین الملة قاضی عبدالودودبن عبدالصمد

کفر و ایمان را هم اندر تیرگی هم در صفا

نیست دارالملک جز رخسار و زلف مصطفا

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 2 - در تفسیر چند سوره و نعت رسول اکرم و مدح قاضی عبدالودود

ای نهاده پای همت بر سر اوج سما

وی گرفته ملک حکمت گشته در وی مقتدا

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 3 - این قصیدهٔ را عارف زرگر در مدح سنایی گفته

تا ز سر شادی برون ننهند مردان صفا

دست نتوانند زد در بارگاه مصطفا

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 4 - در پاسخ قصیدهٔ عارف زرگر

ای سنایی گر همی جویی ز لطف حق سنا

عقل را قربان کن اندر بارگاه مصطفا

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 5 - در نعت رسول اکرم و مدح عارف زرگر

ای بنام و خوی خوش میراث دار مصطفا

بر تو عاشق هر دو گیتی و تو عاشق بر سخا

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 8 - در مدح قاضی یحیا صاعد

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00