صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 3 - این قصیدهٔ را عارف زرگر در مدح سنایی گفته

قصیدهٔ شمارهٔ 3 - این قصیدهٔ را عارف زرگر در مدح سنایی گفته

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 19

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

ای نهاده پای همت بر سر اوج سما

وی گرفته ملک حکمت گشته در وی مقتدا

2

بر سریر حکمت اندر خطهٔ کون و فساد

از تو عادل‌تر نبد هرگز سخن را پادشا

3

مشرق و مغرب ز راه صلح بگرفتی بکلک

ناکشیده تیغ جنگی روز کین اندر وغا

4

لاجرم ز انصاف تو، روی ز من شد پر درر

همچو از اوصاف تو، چشم زمانه پر ضیا

5

گوی همت باختی با خلق در میدان عقل

باز پس ماندند و بردی و برین دارم گوا

6

نی غلط کردم که رای صایبت با اهل عصر

کی پسندد از تو بازی یا کجا دارد روا

7

چون زر و طاعت عزیزی در دو عالم زان که تو

با قناعت همنشینی با فراغت آشنا

8

سیم نااهلان نجویی زان که نپسندد خرد

خاکروبی کردن آن کس را که داند کیمیا

9

شعر تو روحانیان گر بشنوند از روی صدق

بانگ برخیزد ازیشان کای سنایی مرحبا

10

حجتی بر خلق عالم زان دو فعل خوب خویش

شاعری بی‌ذل طمع و پارسایی بی‌ریا

11

عیسی عصری که از انفاس روحانیت هست

مردگان آز و معلولان غفلت را شفا

12

بس طبیب زیرکی زیرا که بی‌نبض و علیل

درد هر کس را ز راه نطق می‌سازی دوا

13

نظم گوهربار عقل افزای جان افروز تو

کرد شعر شاعران بوده را یکسر هبا

14

معجز موسی نمایست این و آنها سحر و کی

ساحری زیبا نماید پیش موسی و عصا

15

هر که او شعر ترا گوید جواب از اهل عصر

نزد عقل آنکس نماید یافه گوی و هرزه لا

16

زان که بشناسند بزازان زیرک روز عرض

اطلس رومی و شال ششتری از بوریا

17

شاعران را پایه بی‌شرمی بود تا زان قبل

حاصل و رایج کنند از مدح ممدوحان عطا

18

صورت شرمی تو اندر سیرت پاکی بلی

با چنان ایمان کامل، این چنین باید حیا

19

شعر و سحر و شرع و حکمت آمدت اندر خبر

ره برد اسرار او چون بنگرد عین‌الرضا

20

کاین چهارست ای سنایی چار حرف و یافتند

زین چهار آن هر چهار از نظم و نثر اوستا

21

تا حریم کعبه باشد قبلهٔ اهل سنن

تا نعیم سدره باشد طعمهٔ اهل بقا

22

سدره بادت دستگاه بخشش دارالبقا

کعبه بادت پایگاه کوشش دارالفنا

23

کعبه و سدره مبادت مقصد همت که نیست

جز «و یبقی وجه ربک» مر ترا کام و هوا

24

نظم عشق‌آمیز عارف را ز راه لطف و بر

برگذر از عیبهاش و در گذر از وی خطا

25

تا که باشد عارف اندر سال و ماه و روز و شب

شاکر افضال تو اندر خلا و اندر ملا

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کفر و ایمان را هم اندر تیرگی هم در صفا

نیست دارالملک جز رخسار و زلف مصطفا

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 2 - در تفسیر چند سوره و نعت رسول اکرم و مدح قاضی عبدالودود

اگلی نظم

تا ز سر شادی برون ننهند مردان صفا

دست نتوانند زد در بارگاه مصطفا

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 4 - در پاسخ قصیدهٔ عارف زرگر

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصا

بر رخت نظاره‌ها را لغزش از جوشِ صفا

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 3

او سپهر و من‌کف خاک اوکجا و من‌کجا

داغم از سودای خام غفلت و وهم رسا

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 4

آن که تسبیح حصا بر صدق او آمد گوا

گاه احصای ثنایت گفته لا احصی ثنا

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 1 - فی توحیده سبحانه و تعالی

مرحبا ای قاصد ملک معالی مرحبا

الصلا کز جان و دل نزل تو کردم الصلا

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 2

من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا

سوی کوه طور رفتم حبذا لی حبذا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 131

عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا ؟

لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر سما ؟

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 144

سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را

از صبوحی‌های شاه آگاه کن فساق را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 151

دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا

مست آمد با یکی جامی پر از صرف صفا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 152

از فراق شمس دین افتاده‌ام در تنگنا

او مسیح روزگار و درد چشمم بی‌دوا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 155

ای هوس‌های دلم بیا بیا بیا بیا

ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بیا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 156

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور