شاعر: رومی
زمین
چو راند از در خود قهر حق لئیمی را
به میل نیل امانی و حرص جمع حطام
جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 5
من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام
کشم عنان ارادت ز نقل باده و جام
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 310
زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام
علیک الف صلوة و الف الف سلام
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 584
دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 81
اگر امیر جهاندار داد من ندهد
چهار ساله نوید مرا که هست خرام
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 83
چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام
ز توبه خانه تنهایی آمدم بر بام
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 356
حکایت از لبِ شیریندهانِ سیماندام
تفاوتی نکند گر دعاست یا دشنام
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 357
زهی سعادت من کهم تو آمدی به سلام
خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 358
مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام
تو مُستریح و به افسوس میرود ایام
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 362
خطاب حاکم عادل مثال بارانست
چه در حدیقهٔ سلطان چه بر کنیسهٔ عام
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 163