صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 356

غزل شمارهٔ 356

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 16

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام
ز توبه خانه تنهایی آمدم بر بام
22
نگاه می‌کنم از پیش رایت خورشید
که می‌برد به افق پرچم سپاه ظلام
33
بیاض روز برآمد چو از دواج سیاه
برهنه بازنشیند یکی سپیداندام
44
دلم به عشق گرفتار و جان به مهر گرو
درآمد از درم آن دلفریب جان‌آرام
55
سرم هنوز چنان مست بوی آن نفس است
که بوی عنبر و گل ره نمی‌برد به مشام
66
دگر من از شب تاریک هیچ غم نخورم
که هر شبی را روزی مقدر است انجام
77
تمام فهم نکردم که ارغوان و گل است
در آستینش یا دست و ساعد گلفام
88
در آبگینه‌اش آبی که گر قیاس کنی
ندانی آب کدام است و آبگینه کدام
99
بیار ساقی دریای مشرق و مغرب
که دیر مست شود هر که می‌خورد به دوام
1010
من آن نیم که حلال از حرام نشناسم
شراب با تو حلال است و آب بی‌تو حرام
1111
به هیچ شهر نباشد چنین شکر که تویی
که طوطیان چو سعدی درآوری به کلام
1212
رها نمی‌کند این نظم چون زره درهم
که خصم تیغ تعنت برآورد ز نیام
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

انتبه قبل السحر یا ذالمنام

نوبت عشرت بزن پیش آر جام

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 355

اگلی نظم

حکایت از لبِ شیرین‌دهانِ سیم‌اندام

تفاوتی نکند گر دعا‌ست یا دشنام

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 357

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو راند از در خود قهر حق لئیمی را

به میل نیل امانی و حرص جمع حطام

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 5

من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام

کشم عنان ارادت ز نقل باده و جام

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 310

زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام

علیک الف صلوة و الف الف سلام

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 584

دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 81

اگر امیر جهاندار داد من ندهد

چهار ساله نوید مرا که هست خرام

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 83

به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام

اشارتی که بکردی به سر به جای سلام

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1732

به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام

که عزم صد سفرستم ز روم تا سوی شام

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1733

سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام

دل غریب بیابد ز نامه شان آرام

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1734

به گوش من برسانید هجر تلخ پیام

که خواب شیرین بر عاشقان شده‌ست حرام

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1735

منادی است بهر سو که ای خواص و عوام

می نشاط حلال و شراب غصه حرام

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 35 - در مدح جلال الدین اکبر شاه

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00