شاعر: سعدی
زمین
چو راند از در خود قهر حق لئیمی را
به میل نیل امانی و حرص جمع حطام
جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 5
من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام
کشم عنان ارادت ز نقل باده و جام
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 310
زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام
علیک الف صلوة و الف الف سلام
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 584
دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام
بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 81
اگر امیر جهاندار داد من ندهد
چهار ساله نوید مرا که هست خرام
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 83
به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام
اشارتی که بکردی به سر به جای سلام
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1732
به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام
که عزم صد سفرستم ز روم تا سوی شام
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1733
سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
دل غریب بیابد ز نامه شان آرام
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1734
به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
که خواب شیرین بر عاشقان شدهست حرام
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1735
منادی است بهر سو که ای خواص و عوام
می نشاط حلال و شراب غصه حرام
عرفیقصیدههاشمارهٔ 35 - در مدح جلال الدین اکبر شاه