صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 362

غزل شمارهٔ 362

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 16

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام
تو مُستریح و به افسوس می‌رود ایام
22
شبی نپرسی و روزی که دوستدارانم
چگونه شب به سحر می‌برند و روز به شام؟
33
ببردی از دل من مهر هر کجا صنمی‌ست
مرا که قبله گرفتم چه کار با اصنام؟
44
به کام دل نفسی با تو التماس من است
بسا نفس که فرو رفت و برنیامد کام
55
مرا نه دولت وصل و نه احتمال فراق
نه پای رفتن از این ناحیت نه جای مُقام
66
چه دشمنی تو؟ که از عشق دست و شمشیرت
مُطاوِعت به گریزم نمی‌کنند اَقدام
77
ملامتم نکند هر که معرفت دارد
که عشق می‌بستاند ز دست عقل زمام
88
مرا که با تو سخن گویم و سخن شنوم
نه گوش فهم بماند نه هوش استفهام
99
اگر زبان مرا روزگار دربندد
به عشق در سخن آیند ریزه‌های عِظام
1010
بر آتش غم سعدی کدام دل که نسوخت؟
گر این سخن برود در جهان نماند خام
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ماه چنین کس ندید خوش‌سخن و کش‌خرام

ماه مبارک‌طلوع سرو قیامت‌قیام

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 361

اگلی نظم

روزگاری‌ست که سودازدهٔ روی توام

خوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 363

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو راند از در خود قهر حق لئیمی را

به میل نیل امانی و حرص جمع حطام

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 5

من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام

کشم عنان ارادت ز نقل باده و جام

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 310

زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام

علیک الف صلوة و الف الف سلام

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 584

دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 81

اگر امیر جهاندار داد من ندهد

چهار ساله نوید مرا که هست خرام

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 83

به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام

اشارتی که بکردی به سر به جای سلام

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1732

به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام

که عزم صد سفرستم ز روم تا سوی شام

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1733

سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام

دل غریب بیابد ز نامه شان آرام

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1734

به گوش من برسانید هجر تلخ پیام

که خواب شیرین بر عاشقان شده‌ست حرام

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1735

منادی است بهر سو که ای خواص و عوام

می نشاط حلال و شراب غصه حرام

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 35 - در مدح جلال الدین اکبر شاه

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00