سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 363غزل شمارهٔ 363شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ویتوامصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںروزگاریست که سودازدهٔ روی توامخوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام22نقل کریںبه دو چشم تو که شوریدهتر از بخت من استکه به روی تو من آشفتهتر از موی توام33نقل کریںنقد هر عقل که در کیسهٔ پندارم بودکمتر از هیچ برآمد به ترازوی توام44نقل کریںهمدمی نیست که گوید سخنی پیش منتمحرمی نیست که آرد خبری سوی توام55نقل کریںچشم بر هم نزنم گر تو به تیرم بزنیلیک ترسم که بدوزد نظر از روی توام66نقل کریںزین سبب خلق جهانند مرید سخنمکه ریاضتکش محراب دو ابروی توام77نقل کریںدست موتم نکند میخ سراپردهٔ عمرگر سعادت بزند خیمه به پهلوی توام88نقل کریںتو مپندار کز این در به ملامت برومکه گرم تیغ زنی بندهٔ بازوی توام99نقل کریںسعدی از پردهٔ عشاق چه خوش میگویدتُرک من! پرده برانداز که هندوی توام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغامتو مُستریح و به افسوس میرود ایامسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 362اگلی نظممن اندر خود نمییابم که روی از دوست برتابمبدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 364◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانمهدی سروریحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغامتو مُستریح و به افسوس میرود ایامسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 362
اگلی نظممن اندر خود نمییابم که روی از دوست برتابمبدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 364