صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2005

غزل شمارهٔ 2005

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

صداکاران: عندلیب، علی اسلامی مذهب
Toggle stanza 1
11
چه نشستی دور چون بیگانگان
اندرآ در حلقه دیوانگان
22
شرم چه بود عاشقی و آن گاه شرم
جان چه باشد این هوس و آن گاه جان
33
می‌فروشد او به جانی بوسه‌ای
رو بخر کان رایگان است رایگان
44
آنک عشقش خانه‌ها برهم زده‌ست
آمد اندر خانه همسایگان
55
کف برآورده‌ست این دریا ز عشق
سر فروکرده‌ست آن مه ز آسمان
66
ای ببسته خواب‌ها امشب بیا
خواب ما را بین چو وصلت بی‌نشان
77
هر شهی را بندگانش حارسند
شاه ما مر بندگان را پاسبان
88
شاه ما از خواب و بیداری برون
در میان جان ما دامن کشان
99
اندر این شب می‌نماید صورتی
مشعله در دست یا رب کیست آن
1010
خواب جست و شورش افزودن گرفت
یاد آمد پیل را هندوستان
1111
آتش عشق خدا بالا گرفت
تیر تقدیر خدا جست از کمان
1212
دانه‌ای کان در زمین غیب بود
سر زد و همچون درختی شد عیان
1313
برق جست و آتشی زد در درخت
آتش و برق شگرف بی‌امان
1414
سبزتر می‌شد ز آتش آن درخت
می‌شکفت از برق و آتش گلستان
1515
این درختان سبز از آتش شوند
آب دارد این درختان را زبان
1616
تا توی پیدا نهان گردد درخت
او شود پیدا چو تو گردی نهان
1717
شمس تبریز است باغ عشق را
هم طراوت هم نما هم باغبان
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان

برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2004

اگلی نظم

هر کجا که پا نهی ای جان من

بردمد لاله و بنفشه و یاسمن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2006

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یخچه می‌بارید از ابر سیاه

چون ستاره بر زمین از آسمان

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 93

زش ازو پاسخ دهم اندر نهان

زش به بیداری میان مردمان

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 74

چون بگردد پای او از پایدان

خود شکوخیده بماند هم چنان

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 75

چون نیاید سر عشقت در بیان

همچو طفلان مهر دارم بر زبان

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 630

ای گرفته حسن تو هر دو جهان

در جمالت خیره چشم عقل و جان

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 632

ای نهان از دیده و در دل عیان

از جهان بیرون ولی در قعر جان

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 633

شاه ما باری برای کاهلان

گنج می‌بخشد به هر دم رایگان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2007

نک بهاران شد صلا ای لولیان

بانگ نای و سبزه و آب روان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2009

صبحدم شد زود برخیز ای جوان

رخت بربند و برس در کاروان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2021

ای زیان و ای زیان و ای زیان

هوشیاری در میان مستیان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2022

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00