زمین
یخچه میبارید از ابر سیاه
چون ستاره بر زمین از آسمان
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 93
زش ازو پاسخ دهم اندر نهان
زش به بیداری میان مردمان
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 74
چون بگردد پای او از پایدان
خود شکوخیده بماند هم چنان
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 75
چون نیاید سر عشقت در بیان
همچو طفلان مهر دارم بر زبان
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 630
ای گرفته حسن تو هر دو جهان
در جمالت خیره چشم عقل و جان
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 632
ای نهان از دیده و در دل عیان
از جهان بیرون ولی در قعر جان
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 633
چه نشستی دور چون بیگانگان
اندرآ در حلقه دیوانگان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2005
شاه ما باری برای کاهلان
گنج میبخشد به هر دم رایگان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2007
نک بهاران شد صلا ای لولیان
بانگ نای و سبزه و آب روان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2009
ای زیان و ای زیان و ای زیان
هوشیاری در میان مستیان
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2022