صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 630

غزل شمارهٔ 630

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
چون نیاید سر عشقت در بیان
همچو طفلان مهر دارم بر زبان
22
چون عبارت محرم عشق تو نیست
چون دهد نامحرم از پیشان نشان
33
آنک ازو سگ می‌کند پهلو تهی
دوستکانی چون خورد با پهلوان
44
چون زبان در عشق تو بر هیچ نیست
لب فرو بستم قلم کردم زبان
55
همچو مرغ نیم بسمل در رهت
در میان خاک و خون گشتم نهان
66
دور از تو جان ز من گیرد کنار
گر مرا بیرون نیاری زین میان
77
دوش عشق تو درآمد نیم شب
از رهی دزدیده یعنی راه جان
88
گفت صد دریا ز خون دل بیار
تا در آشامم که مستم این زمان
99
مرغ دل آوارهٔ دیرینه بود
باز یافت از عشق حالی آشیان
1010
در پرید و عشق را در بر گرفت
عقل و جان را کارد آمد به استخوان
1111
عقل فانی گشت و جان معدوم شد
عشق و دل ماندند با هم جاودان
1212
عشق با دل گشت و دل با عشق شد
زین عجب‌تر قصه نبود در جهان
1313
دیدن و دانستن اینجا باطل است
بودن آن کار نه علم و بیان
1414
چون بباشی فانی مطلق ز خویش
هست مطلق گردی اندر لامکان
1515
جان و جانان هر دو نتوان یافتن
گر همی جانانت باید جان‌فشان
1616
تا کی ای عطار گویی راز عشق
راز می‌گویی طلب کن رازدان
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون قصهٔ زلف تو دراز است چگویم

چون شیوهٔ چشمت همه ناز است چگویم

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 629

اگلی نظم

ای روی تو شمع بت‌پرستان

یاقوت تو قوت تنگدستان

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 631

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یخچه می‌بارید از ابر سیاه

چون ستاره بر زمین از آسمان

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 93

زش ازو پاسخ دهم اندر نهان

زش به بیداری میان مردمان

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 74

چون بگردد پای او از پایدان

خود شکوخیده بماند هم چنان

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 75

چه نشستی دور چون بیگانگان

اندرآ در حلقه دیوانگان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2005

شاه ما باری برای کاهلان

گنج می‌بخشد به هر دم رایگان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2007

نک بهاران شد صلا ای لولیان

بانگ نای و سبزه و آب روان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2009

صبحدم شد زود برخیز ای جوان

رخت بربند و برس در کاروان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2021

ای زیان و ای زیان و ای زیان

هوشیاری در میان مستیان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2022

ای گرفته حسن تو هر دو جهان

در جمالت خیره چشم عقل و جان

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 632

ای نهان از دیده و در دل عیان

از جهان بیرون ولی در قعر جان

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 633

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00