عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 631غزل شمارهٔ 631شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ستانہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای روی تو شمع بتپرستانیاقوت تو قوت تنگدستان22نقل کریںزلف تو و صد هزار حلقهچشم تو و صد هزار دستان33نقل کریںخورشید نهاده چشم بر درتا تو به درآیی از شبستان44نقل کریںگردون به هزار چشم هر شبواله شده در تو همچو مستان55نقل کریںآنچ از رخ تو رود در اسلامهرگز نرود به کافرستان66نقل کریںپیران ره حروف زلفتابجد خوانان این دبستان77نقل کریںدر عشق تو نیستان که هستندهستند نه نیستان نه هستان88نقل کریںممکن نبود به لطف تو خلقاز دینداران و بتپرستان99نقل کریںگوی تو که آب خضر بوده استهر شیر که خوردهای ز پستان1010نقل کریںای بر شده بس بلند آخربه زین نگرید سوی بستان1111نقل کریںگلگون جمال در جهان تازوز عمر رونده داد بستان1212نقل کریںکین گلبن نوبهار عمرتدرهم ریزد به یک زمستان1313نقل کریںمشغول مشو به گل که ماراستپنهان ز تو خفته در گلستان1414نقل کریںزخمی زندت به چشم زخمیگورستانت کند ز بستان1515نقل کریںتو گلبن گلستان حسنیعطار تورا هزاردستان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون نیاید سر عشقت در بیانهمچو طفلان مهر دارم بر زبانعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 630اگلی نظمای گرفته حسن تو هر دو جهاندر جمالت خیره چشم عقل و جانعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 632◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںسر مست رود چو در گلستانپامال کند جمال بستانامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1531ای ساقی و دستگیر مستاندل را ز وفای مست مستانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1921◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور