صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2006

غزل شمارهٔ 2006

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکاران: عندلیب، علی اسلامی مذهب
Toggle stanza 1
1

Wherever you set your foot, my darling, tulip and violet and jasmine spring up.

2

You breathe upon a piece of clay, and it becomes either a dove or a kite.

3

You wash your hands in a dish and from the water of your hand that basin becomes of gold.

4

You recite the F¯atih. a over a grave and a Bu’l-Fut¯uh. raises his head from the winding-sheet.

5

Your skirt strikes against the clutch of a thorn, and its clutch becomes a strumming lute.

6

Every idol you have broken, O Abraham, receives life and finds intellect from that breaking.

7

Since the new moon shone upon an evil-starred one, it became the greatest good fortune and he escaped from misfortune.

8

Every moment there springs from the court of your breast a newborn without mother or father, like Adam.

9

And thereafter from his side and loins children abound in the earth.

10

I wanted to speak fifty couplets on this rhyme; I closed my lips, that you might open your mouth.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چه نشستی دور چون بیگانگان

اندرآ در حلقه دیوانگان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2005

اگلی نظم

شاه ما باری برای کاهلان

گنج می‌بخشد به هر دم رایگان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2007

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خویش را در کوی بی خویشی فگن

تا ببینی خویش را بی خویشتن

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1566

همچو نقطه خال آن شیرین دهن

زیر لب افتاده بالای ذقن

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 713

آن که را دانم که: اویم دشمنست

وز روان پاک بدخواه منست

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 15

کرد باید مر مرا و او را رون

شیر تا تیمار دارد خویشتن

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 72

پس شتابان آمد اینک پیرزن

روی یکسو، کاغه کرده خویشتن

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 73

کشتیی بر آب و کشتیبانش باد

رفتن اندر وادیی یکسان نهاد

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 8

یا رب آن روی است یا برگ سمن؟

یا رب آن قد است یا سرو چمن؟

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 444

ای خداوندان طاق و طمطراق

صحبت دنیا نمی‌ارزد فراق

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 45

بشنو از دل نکته‌های بی‌سخن

و آنچ اندر فهم ناید فهم کن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2010

ای دلارام من و ای دل شکن

وی کشیده خویش بی‌جرمی ز من

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2012

مزید تلاش کریں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00