صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1566

غزل شمارهٔ 1566

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خویش را در کوی بی خویشی فگن

تا ببینی خویش را بی خویشتن

2

جرعه ای بر خاک میخواران فشان

آتشی در جان هشیاران فگن

3

هر که را دادند مستی در ازل

تا ابدگو «خیمه در میخانه زن »

4

مرغ نتواند که در بند زبان

صبحدم چون غنچه بگشاید دهن

5

باد اگر بوی تو بر خاکم دمد

همچو گل بر خود بدرانم کفن

6

از تنم جز پیرهن موجود نیست

جان من جانان شد و تن پیرهن

7

آنچنان بدنام و رسوا گشته ام

کز در دیرم رهاند برهمن

8

جز خیالش در بدن یک موی نیست

وز غم او هست یک مو هم بدن

9

معرفت، خسرو، ز پیر عشق جوی

تا سخن ملک تو گردد بی سخن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا کی، ای مه روی، کین انگیختن؟

خون ما بر خاک عمدا ریختن

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1565

اگلی نظم

عمر برفت و نرفت عشق ز سودای من

ترک جوانان نگفت این دل شیدای من

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1567

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

همچو نقطه خال آن شیرین دهن

زیر لب افتاده بالای ذقن

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 713

آن که را دانم که: اویم دشمنست

وز روان پاک بدخواه منست

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 15

کرد باید مر مرا و او را رون

شیر تا تیمار دارد خویشتن

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 72

پس شتابان آمد اینک پیرزن

روی یکسو، کاغه کرده خویشتن

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 73

کشتیی بر آب و کشتیبانش باد

رفتن اندر وادیی یکسان نهاد

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 8

هر کجا که پا نهی ای جان من

بردمد لاله و بنفشه و یاسمن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2006

بشنو از دل نکته‌های بی‌سخن

و آنچ اندر فهم ناید فهم کن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2010

ای دلارام من و ای دل شکن

وی کشیده خویش بی‌جرمی ز من

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2012

جان من جان تو جانت جان من

هیچ دیدستی دو جان در یک بدن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2016

آمد آمد در میان خوب ختن

هر دو دستت را بشو از جان و تن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2017

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور