صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر اول

باب

دفتر اول

نظمیں

دفتر اول

  1. زندہ رود
  2. »رومی
  3. »مثنوی معنوی
  4. »دفتر اول

بخش 101–در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره

On the meaning of the Tradition, “Take advantage of the coolness of the spring season, etc.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 101 - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره

Enآڈیو
14 اشعار

بخش 102–پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود

How the Siddíqa (‘Á’isha), may God be well-pleased with her, asked Mustafá (Mohammed), God bless him and give him peace, saying, “What was the inner meaning of to-day's rain?”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 102 - پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود

Enآڈیو
12 اشعار

بخش 103–بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن

The remainder of the story of the old harper and the explanation of its issue (moral)

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 103 - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن

Enآڈیو
32 اشعار

بخش 104–در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است

How the heavenly voice spoke to ‘Umar, may God be well-pleased with him, while he was asleep, saying, “Give a certain sum of gold from the public treasury to the man who is sleeping in the graveyard.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 104 - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است

Enآڈیو
9 اشعار

بخش 105–نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح

How the moaning pillar complained when they made a pulpit for the Prophet, on whom be peace—for the multitude had become great, and said, “We do not see thy blessed face when thou art exhorting us”—and how the Prophet and his Companions heard that complaint, and how Mustafá conversed with the pillar in clear language.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 105 - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح

Enآڈیو
41 اشعار

بخش 106–اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگ‌ریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگ‌ریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او

How the Prophet, on whom be peace, manifested a miracle by the speaking of the gravel in the hand of Abú Jahl—God's curse on him!—and by the gravel's bearing witness to the truth of Mohammed, on whom be God's blessing and peace.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 106 - اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگ‌ریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگ‌ریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او

Enآڈیو
7 اشعار

بخش 107–بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد

The rest of the story of the minstrel, and how the Commander of the Faithful, ‘Umar, may God be well-pleased with him, conveyed to him the message spoken by the heavenly voice.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 107 - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد

Enآڈیو
38 اشعار

بخش 108–گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراق

How ‘Umar, may God be well-pleased with him, bade him (the harper) turn his gaze from the stage of weeping, which is (self-) existence, to the stage of absorption (in God), which is non-existence (of self).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 108 - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراق

Enآڈیو
24 اشعار

بخش 109–تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی می‌کنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا

Commentary on the prayer of the two angels who daily make proclamation in every market, saying, “O God, bestow on every prodigal some boon in exchange! O God, bestow on every niggard some bane (in return)”; and an explanation that the prodigal is he that strives earnestly in the Way of God, not he that squanders his wealth in the way of sensuality.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 109 - تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی می‌کنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا

Enآڈیو
21 اشعار

بخش 110–قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت

The story of the Caliph who in his time surpassed Hátim of Tayyi' in generosity and had no rival.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 110 - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت

Enآڈیو
8 اشعار

بخش 111–قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی

Story of the poor Arab of the desert and his wife's altercation with him because of (their) penury and poverty.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 111 - قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی

Enآڈیو
12 اشعار

بخش 112–مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رسته

How disciples (novices in Súfism) are beguiled in their need by false impostors and imagine them to be Shaykhs and venerable personages and (saints) united (with God), and do not know the difference between fact (naqd) and fiction (naql) and between what is tied on (artificially) and what has grown up (naturally).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 112 - مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رسته

Enآڈیو
19 اشعار

بخش 113–در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر

Explaining how it may happen, (though) rarely, that a disciple sincerely puts his faith in a false impostor (and believes) that he is a (holy) personage, and by means of this faith attains unto a (spiritual) degree which his Shaykh has never (even) dreamed of, and (then) fire and water do him no hurt, though they hurt his Shaykh; but this occurs very seldom.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 113 - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر

Enآڈیو
5 اشعار

بخش 114–صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن

How the Bedouin bade his wife be patient and declared to her the excellence of patience and poverty.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 114 - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن

Enآڈیو
27 اشعار

بخش 115–نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخن‌ها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد

How the wife counselled her husband, saying, “Don't talk any more about thy merit and (spiritual) rank—‘why say ye that which ye do not?’—for although these words are true, yet thou hast not attained to the degree of trust in God, and to speak thus above thy station and devotional practice is harmful and ‘exceedingly hateful in the sight of God.’”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 115 - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخن‌ها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد

Enآڈیو
27 اشعار

بخش 116–نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بی‌نوایی خویشتن

How the man counselled his wife, saying, “Do not look with contempt on the poor, but regard the work of God as perfect, and do not let thy vain thought and opinion of thine own penury cause thee to sneer at poverty and revile the poor.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 116 - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بی‌نوایی خویشتن

Enآڈیو
23 اشعار

بخش 117–در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابه‌ها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابه‌های دیگر او راست‌گوتر باشد و امام باشد

Explaining how every one's movement (action) proceeds from the place where he is, (so that) he sees every one (else) from the circle of his own self-existence: a blue glass shows the sun as blue, a red glass as red, (but) when the glass escapes from (the sphere of) colour, it becomes white, (and then) it is more truthful than all other glasses and is the Imám (exemplar to them all).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 117 - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابه‌ها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابه‌های دیگر او راست‌گوتر باشد و امام باشد

Enآڈیو
29 اشعار

بخش 118–مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش

How the wife paid regard to her husband and begged God to forgive her for what she had said.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 118 - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش

Enآڈیو
39 اشعار

بخش 119–در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل

Explanation of the Tradition, “Verily, they (women) prevail over the wise man, and the ignorant man prevails over them.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 119 - در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل

Enآڈیو
5 اشعار

بخش 120–تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست

How the man yielded to his wife's request that he should seek the means of livelihood, and regarded her opposition (to him) as a Divine indication. (Verse): To the mind of every knowing man it is a fact that with the revolving object there is one that causes it to revolve.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 120 - تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست

Enآڈیو
9 اشعار

بخش 121–در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند

Explaining that both Moses and Pharaoh are subject to the Divine Will, like antidote and poison and darkness and light, and how Pharaoh conversed in solitude with God, praying that He would not destroy his (good) reputation.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 121 - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند

Enآڈیو
36 اشعار

بخش 122–سبب حرمان اشقیا از دو جهان کی خسر الدنیا و الآخرة

The reason why the unblest are disappointed of both worlds, (according to the text) “he has lost this life and the life to come.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 122 - سبب حرمان اشقیا از دو جهان کی خسر الدنیا و الآخرة

Enآڈیو
27 اشعار

بخش 123–حقیر و بی‌خصم دیدن دیده‌های حس صالح و ناقهٔ صالح علیه‌السلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا

How the eyes of (external) sense regarded Sálih and his she-camel as despicable and without a champion; (for) when God is about to destroy an army He makes their adversaries appear despicable and few in their sight, even though the adversary be superior in strength: “and He was making you few in their eyes, that God might bring to pass a thing that was to be done.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 123 - حقیر و بی‌خصم دیدن دیده‌های حس صالح و ناقهٔ صالح علیه‌السلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا

Enآڈیو
60 اشعار

بخش 124–در معنی آنک مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان

On the meaning of “He let the two seas go to meet one another: between them is a barrier which they do not seek (to cross).”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 124 - در معنی آنک مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان

Enآڈیو
33 اشعار

بخش 125–در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد کی در راهست کی لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر

Concerning the impropriety of the disciple's (muríd) presuming to do the same things as are done by the saint (walí), inasmuch as sweetmeat does no harm to the physician, but is harmful to the sick, and frost and snow do no harm to the ripe grape, but are injurious to the young fruit; for he (the disciple) is (still) on the way, for he has not (yet) become (the saint to whom are applicable the words in the Qur’án): “That God may forgive thee thy former and latter sins.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 125 - در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد کی در راهست کی لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر

Enآڈیو
13 اشعار

بخش 126–مخلص ماجرای عرب و جفت او

The moral of the altercation of the Arab and his wife.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 126 - مخلص ماجرای عرب و جفت او

Enآڈیو
27 اشعار

بخش 127–دل نهادن عرب بر التماس دلبر خویش و سوگند خوردن کی درین تسلیم مرا حیلتی و امتحانی نیست

How the Arab set his heart on (complying with) his beloved's request and swore that in thus submitting (to her) he had no (idea of) trickery and making trial (of her).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 127 - دل نهادن عرب بر التماس دلبر خویش و سوگند خوردن کی درین تسلیم مرا حیلتی و امتحانی نیست

Enآڈیو
41 اشعار

بخش 128–تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او

How the wife specified to her husband the way to earn daily bread and how he accepted (her proposal).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 128 - تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او

Enآڈیو
19 اشعار

بخش 129–هدیه بردن عرب سبوی آب باران از میان بادیه سوی بغداد به امیرالمؤمنین بر پنداشت آنک آنجا هم قحط آبست

How the Arab carried a jug of rain-water from the midst of the desert as a gift to the Commander of the Faithful at Baghdád, in the belief that in that town also there was a scarcity of water.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 129 - هدیه بردن عرب سبوی آب باران از میان بادیه سوی بغداد به امیرالمؤمنین بر پنداشت آنک آنجا هم قحط آبست

Enآڈیو
17 اشعار

بخش 130–در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب

How the Arab's wife sewed the jug of rain-water in a felt cloth and put a seal on it because of the Arab's utter conviction (that it was a precious gift for the King).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 130 - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب

Enآڈیو
24 اشعار

بخش 131–در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم، کرمِ کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست

Showing that, as the beggar is in love with bounty and in love with the bountiful giver, so the bounty of the bountiful giver is in love with the beggar: if the beggar have the greater patience, the bountiful giver will come to his door; and if the bountiful giver have the greater patience, the beggar will come to his door; but the beggar's patience is a virtue in the beggar, while the patience of the bountiful giver is in him a defect.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 131 - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم، کرمِ کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست

Enآڈیو
8 اشعار

بخش 132–فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست

The difference between one that is poor for (desirous of) God and thirsting for Him and one that is poor of (destitute of) God and thirsting for what is other than He.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 132 - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست

Enآڈیو
22 اشعار

بخش 133–پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او را

How the Caliph's officers and chamberlains came forward to pay their respects to the Bedouin and to receive his gift.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 133 - پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او را

Enآڈیو
28 اشعار

بخش 134–در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر او تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب به آفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل بینهم و بین ما یشتهون

Showing that the lover of this world is like the lover of a wall on which the sunbeams strike, who makes no effort and exertion to perceive that the radiance and splendour do not proceed from the wall, but from the orb of the sun in the Fourth Heaven; consequently he sets his whole heart on the wall, and when the sunbeams rejoin the sun (at sunset), he is left for ever in despair: “and a bar is placed between them and that which they desire.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 134 - در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر او تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب به آفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل بینهم و بین ما یشتهون

Enآڈیو
4 اشعار

بخش 135–مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرة

The Arabic proverb, “If you commit fornication, commit it with a free woman, and if you steal, steal a pearl.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 135 - مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرة

Enآڈیو
10 اشعار

بخش 136–سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه

How the Arab delivered the gift, that is, the jug to the Caliph's servants.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 136 - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه

Enآڈیو
20 اشعار

بخش 137–حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان

The story of what passed between the grammarian and the boatman.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 137 - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان

Enآڈیو
18 اشعار

بخش 138–قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بی‌نیازی از آن هدیه و از آن سبو

How the Caliph accepted the gift and bestowed largesse, notwithstanding that he was entirely without need of the gift (the water) and the jug.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 138 - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بی‌نیازی از آن هدیه و از آن سبو

Enآڈیو
81 اشعار

بخش 139–در صفت پیر و مطاوعت وی

Concerning the qualities of the Pír (Spiritual Guide) and (the duty of) obedience to him.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 139 - در صفت پیر و مطاوعت وی

Enآڈیو
25 اشعار

بخش 140–وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیش‌قدم‌تر باشی

How the Prophet, on whom be peace, enjoined ‘Alí—may God make his person honoured—saying, “When every one seeks to draw nigh to God by means of some kind of devotional act, do thou seek the favour of God by associating with His wise and chosen servant, that thou mayst be the first of all to arrive (to gain access to Him).”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 140 - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیش‌قدم‌تر باشی

Enآڈیو
22 اشعار

بخش 141–کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن

How the man of Qazwín was tattooing the figure of a lion in blue on his shoulders, and (then) repenting because of the (pain of the) needle-pricks.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 141 - کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن

Enآڈیو
32 اشعار

بخش 142–رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار

How the wolf and fox went to hunt in attendance on the lion.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 142 - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار

Enآڈیو
29 اشعار

بخش 143–امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما

How the lion made trial of the wolf and said, “Come forward, O wolf, and divide the prey amongst us.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 143 - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما

Enآڈیو
14 اشعار

بخش 144–قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد برو

The story of the person who knocked at a friend's door: his friend from within asked who he was: he said, “’Tis I,” and the friend answered, “Since thou art thou, I will not open the door: I know not any friend that is ‘I.’”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 144 - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد برو

Enآڈیو
46 اشعار

بخش 145–ادب کردن شیر گرگ را کی در قسمت بی‌ادبی کرده بود

How the lion punished the wolf who had shown disrespect in dividing (the prey).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 145 - ادب کردن شیر گرگ را کی در قسمت بی‌ادبی کرده بود

Enآڈیو
22 اشعار

بخش 146–تهدید کردن نوح علیه‌السلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای می‌پیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان

How Noah, on whom be peace, threatened his people, saying, “Do not struggle with me, for I am (only) a veil: ye are really struggling with God (who is) within this (veil), O God-forsaken men!”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 146 - تهدید کردن نوح علیه‌السلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای می‌پیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان

Enآڈیو
26 اشعار

بخش 147–نشاندن پادشاه، صوفیانِ عارف را پیش روی خویش تا چشمشان بدیشان روشن شود

How kings seat in front of them the Súfís who know God, in order that their eyes may be illumined by (seeing) them.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 147 - نشاندن پادشاه، صوفیانِ عارف را پیش روی خویش تا چشمشان بدیشان روشن شود

Enآڈیو
7 اشعار

بخش 148–آمدن مهمان پیش یوسف علیه‌السلام و تقاضا کردن یوسف علیه‌السلام ازو تحفه و ارمغان

How the guest came to Joseph, on whom be peace, and how Joseph demanded of him a gift and present on his return from abroad.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 148 - آمدن مهمان پیش یوسف علیه‌السلام و تقاضا کردن یوسف علیه‌السلام ازو تحفه و ارمغان

Enآڈیو
35 اشعار

بخش 149–گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی

How the guest said to Joseph, “I have brought thee the gift of a mirror, so that whenever thou lookest in it thou wilt see thine own fair face and remember me.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 149 - گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی

Enآڈیو
36 اشعار

بخش 150–مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم

How the writer of the (Qur’ánic) Revelation fell into apostasy because (when) the ray of the Revelation shot upon him, he recited the (revealed) verse before the Prophet, on whom be peace, (had dictated it to him); then he said, “So I too am one upon whom Revelation has descended.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش 150 - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم

Enآڈیو
70 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
پچھلا صفحہاگلا صفحہ