صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 522

غزل شمارهٔ 522

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بر دماغم دویده شیدایی

خردم را نمانده گنجایی

2

از جگر دود می رود به سرم

شعله ام حشک مغز و سودایی

3

شور عشقم دریده پرده عقل

سر برآورده ام به رسوایی

4

نتوان شهر را به طوفان داد

می شوم همچو سیل صحرایی

5

عشوه ای کرده اند در کارم

خانمان می دهم به یغمایی

6

گاه دستم کشد گهی دامان

کششی برتر از تقاضایی

7

عشق همراه خویش می آرد

سازگاری و دل پذیرایی

8

صد سماعم به دست افشاندن

صد نوایم به مجلس آرایی

9

همچو گل می گدازم از رقت

چند نازک دلی و رعنایی

10

منصب آفتاب می گیرم

سده بوسی و جبهه فرسایی

11

کشف علم ازل «نظیری » کرد

نیست نوری چو نور دانایی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ازین مجلس نمی خیزد دمی کاحیا کند گوشی

پیاله چشم بگشاید صراحی واکند گوشی

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 521

اگلی نظم

غیر از تو نگنجد به سرایی که تو باشی

جز تو همه محوند به جایی که تو باشی

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 523

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دوش می گفت پیر ترسایی

یاد دارم ز مرد دانایی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1960

نقش ما شد وبال یکتایی

برد طاووس عرض عنقایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2813

هست دیوان شعر من اکثر

غزل عاشقان شیدایی

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 10

یار شد شهرگرد و هر جایی

جاکن ای دل به کنج تنهایی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 285

بر درِ خوب رویی منزل گیر

چون پی حاجتی برون آیی

جامی»رسالهٔ اربعین»(26) أطْلُبُوا الْخَیْرَ عِنْدَ حِسَانِ الْوُجُوهِ. (مصنف ابن ابی شیبة)

چند اندر میان غوغایی

خوی کن پاره پاره تنهایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3151

تا کی‌ام انتظار فرمایی

وقت نامد که روی بنمایی؟

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 500

همه چشمیم تا برون آیی

همه گوشیم تا چه فرمایی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 512

ای ربوده دلم به رعنایی

این چه لطف است و آن چه زیبایی؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 287

چه بود گر نقاب بگشایی؟

بی‌دلان را جمال بنمایی؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 291

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور