صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 291

غزل شمارهٔ 291

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چه بود گر نقاب بگشایی؟

بی‌دلان را جمال بنمایی؟

2

مفلسان را نظاره‌ای بخشی؟

خستگان را دمی ببخشایی؟

3

عمر ما شد، دریغ! ناشده ما

بر سر کوی تو تماشایی

4

با وصالت نپخته سودایی

از فراغت شدیم سودایی

5

چه توان کرد؟ یار می‌نشنوی

هیچ باشد که یار ما آیی؟

6

جان را به چهره شاد کنی؟

دل ما را به غمزه بربایی؟

7

بی تومان جان و دل نمی‌باید

دل ما را به جان تو می‌بایی

8

پرده بردار، تا سر اندازیم

به سر کوی تو، ز شیدایی

9

ور بر آنی که خون ما ریزی

غمزه را حکم کن، چه می‌پایی؟

10

مفلسانیم بر درت عاجز

منتظر گشته تا چه فرمایی؟

11

چون عراقی امید دربسته

تا در بسته، بو که، بگشایی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی

که دراز و دور دیدم ره زهد و پارسایی

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 290

اگلی نظم

در کوی تو لولیی، گدایی

آمد به امید مرحبایی

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 292

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دوش می گفت پیر ترسایی

یاد دارم ز مرد دانایی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1960

نقش ما شد وبال یکتایی

برد طاووس عرض عنقایی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2813

هست دیوان شعر من اکثر

غزل عاشقان شیدایی

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 10

یار شد شهرگرد و هر جایی

جاکن ای دل به کنج تنهایی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 285

بر درِ خوب رویی منزل گیر

چون پی حاجتی برون آیی

جامی»رسالهٔ اربعین»(26) أطْلُبُوا الْخَیْرَ عِنْدَ حِسَانِ الْوُجُوهِ. (مصنف ابن ابی شیبة)

چند اندر میان غوغایی

خوی کن پاره پاره تنهایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3151

تا کی‌ام انتظار فرمایی

وقت نامد که روی بنمایی؟

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 500

همه چشمیم تا برون آیی

همه گوشیم تا چه فرمایی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 512

منم و گوشه‌ای و سودایی

تن من جایی و دلم جایی

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 842

از غمت روز و شب به تنهایی

مونس عاشقان سودایی

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 844

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور