ساقی به شکل جام زر آمد هلال عید
می ده به فر دولت سلطان ابوسعید
قفلی که روزه بر در عیش و نشاط زد
شکل هلال عید ز زر ساختش کلید
من بعد ما و عید و می لعل و عیش نقد
نی شادمان به وعده و نی خایف از وعید
عهدی بعید شد که ز می عهد کرده ایم
نبود بعید نقص چنین عهدها به عید
عید نو است و یار نو است و بهار نو
دارد ز هر جدید دلم لذتی جدید
شد بر مزید عشرت ما از دعای شاه
بادش همیشه دولت و اقبال بر مزید
جامی شکرلبان سمرقند را شدی
از جان مرید یسرک الله ما ترید
زمین
آن کیست تا به حضرت سلطان ادا کند
کز جور چرخ گشت شتر گربهها پدید
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 58
صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید
وز آسمان سپیدهٔ کافور بردمید
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 879
صورت گری که پیکر روز و شب آفرید
از نقش این و آن بتماشای خود رسید
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 68
آن شعله ام که صبح ازل در کنار عشق
پیش از نمود بلبل و پروانه می تپید
علامہ اقبالپیام مشرقافکاربخش 17 - لاله
مرغی ز آشیانه به سیر چمن پرید
خاری ز شاخ گل بتن نازکش خلید
علامہ اقبالپیام مشرقنقشِ فرنگبخش 3 - شوپنهاور و نیچه
از سستی عناصر انسان دلش تپید
فکر حکیم پیکر محکمتر آفرید
علامہ اقبالپیام مشرقنقشِ فرنگبخش 6 - نیچه
فارسی متن کا ماخذ: گنجور