صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 879

غزل شمارهٔ 879

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید
وز آسمان سپیدهٔ کافور بردمید

Dawn has arrived and drawn his polished blade, and from heaven camphor-white morn has broken forth.

22
صوفی‌ِ چرخ خرقه و شال کبود خویش
تا جایگاه ناف به عمدا فرودرید

The Sufiof the skies has rent his blue robe and shawl deliberately even to the navel.

33
رومی روز بعد هزیمت چو دست یافت
از تخت‌ِ مُلک زنگی‌ِ شب را فروکشید

After being routed, the Rumi of day having found the strength has dragged the Zangi of night from the royal throne.

44
زان‌سو که تُرک شادی و هندوی غم رسید
آمد شدی‌ست دایم و راهی‌ست ناپدید

From that direction whence the Turk of joy and the Hindu of grief arrived there is everlasting going and coming, and the way is not to be seen.

55
یا رب سپاه شاه حبش تا کجا گریخت
ناگه سپاه قیصر روم از کجا رسید

O Lord, whither has the army of the Abyssinian king fled? Whence so suddenly has the army of the Caesar of Rum arrived?

66
زین راه نابدید معما کی بو برد
آنکه از شراب عشق ازل خورد یا چشید

Who can catch the scent of this invisible road wrapped in enigma? He who has drunk or tasted of the wine of love preeternal.

77
حیران شده‌ست شب که کی رویش سیاه کرد
حیران شده‌ست روز که خوبش که آفرید

Night is bewildered at who has blackened its face; day is bewildered at who has created it so fair.

88
حیران شده زمین که چو نیمیش شد گیاه
نیمی دگر چرنده شد و زان همی‌چرید

Earth is bewildered at how one half of it became grass, and the other half grazing, and grazed upon that continually;

99
نیمیش شد خورنده و نیمیش خوردنی
نیمی حریص پاکی و نیمی دگر پلید

Half of it became eater and half for eating, half eager for purity and the other half impure.

1010
شب مرد و زنده گشت‌ حیات است بعد مرگ
ای غم بکش مرا که حسینم‌، توی یزید

Night has died and come to life again; it is life after death. O sorrow, slay me, for I am H. usain and you are Yaz¯ıd.

1111
گوهر مزاد کرد که ‌«این را کی می‌خرد‌؟‌»
کس را بها نبود همو خود ز خود خرید

The pearl held auction, saying, “Who will buy this?” None had the price, so the pearl bought itself from itself.

1212
امروز ساقیا همه مهمان تو شدیم
هر شام قدر شد ز تو هر روز روز عید

Saki, today we have all become your guests; every night through you has become a Night of Power, every day a day of festival.

1313
درده ز جام باده که یسقون من رحیق
که‌اندیشه را نبرد جز عشرت جدید

Give from your bowl the wine of they shall be given to drink of pure wine, for only new joy will cut away anxiety.

1414
رندان تشنه‌دل چو به اسراف می‌خورند
خود را چو گم کنند‌، بیابند آن کلید

The heart-thirsty reprobates, when they drink wine to excess, when they lose themselves, then they find that key.

1515
پهلوی خُم وحدت بگرفته‌ای مقام
با نوح و لوط و کرخی و شبلی و بایزید

You have taken up your station beside the vat of Unity along with Noah and Lot and Karkh¯ı and Shibl¯ı and B¯a Yaz¯ıd.

1616
خاموش کن که جان ز فرح بال‌می‌زند
تا آن شراب در سر و رگ‌های جان دوید

Be silent; for the spirit in joy is flapping its wings, so that that draught has coursed into the head and veins of the spirit.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد

بستان خوشست لیک چو گلزار بر دهد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 878

اگلی نظم

صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد

صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 880

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ساقی به شکل جام زر آمد هلال عید

می ده به فر دولت سلطان ابوسعید

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 271

آن کیست تا به حضرت سلطان ادا کند

کز جور چرخ گشت شتر گربه‌ها پدید

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 58

صورت گری که پیکر روز و شب آفرید

از نقش این و آن بتماشای خود رسید

علامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 68

آن شعله ام که صبح ازل در کنار عشق

پیش از نمود بلبل و پروانه می تپید

علامہ اقبال»پیام مشرق»افکار»بخش 17 - لاله

مرغی ز آشیانه به سیر چمن پرید

خاری ز شاخ گل بتن نازکش خلید

علامہ اقبال»پیام مشرق»نقشِ فرنگ»بخش 3 - شوپنهاور و نیچه

از سستی عناصر انسان دلش تپید

فکر حکیم پیکر محکم‌تر آفرید

علامہ اقبال»پیام مشرق»نقشِ فرنگ»بخش 6 - نیچه

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00