آن کیست تا به حضرت سلطان ادا کند
کز جور چرخ گشت شتر گربهها پدید
رندی نشست بر سر سجّادۀ قضا
حیزی دگر به مرتبۀ سروری رسید
آن رند گفت چشم و چراغ انس منم
وآن حیز گفت نطفۀ داودم و فرید
ای آصف زمانه ز بهر خدا بگو
با خسروی که دولت او هست برمزید
شاها روا مدار که مفعول من یراد
گردد به روزگار تو فعّال من یرید
زمین
ساقی به شکل جام زر آمد هلال عید
می ده به فر دولت سلطان ابوسعید
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 271
صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید
وز آسمان سپیدهٔ کافور بردمید
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 879
صورت گری که پیکر روز و شب آفرید
از نقش این و آن بتماشای خود رسید
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 68
آن شعله ام که صبح ازل در کنار عشق
پیش از نمود بلبل و پروانه می تپید
علامہ اقبالپیام مشرقافکاربخش 17 - لاله
مرغی ز آشیانه به سیر چمن پرید
خاری ز شاخ گل بتن نازکش خلید
علامہ اقبالپیام مشرقنقشِ فرنگبخش 3 - شوپنهاور و نیچه
از سستی عناصر انسان دلش تپید
فکر حکیم پیکر محکمتر آفرید
علامہ اقبالپیام مشرقنقشِ فرنگبخش 6 - نیچه
فارسی متن کا ماخذ: گنجور