در دهانت شک است و آن دو سه خال
گرد لب نقطه هاست بر شک دال
قاصرند از مثال قامت تو
نخل بندان کارگاه خیال
نیست مرغ هوای عشق تو را
هیچ چیزی به از فراغت بال
بیخودند از جمال طلعت تو
ساکنان سرادقات جلال
بین سرشک مرا که از خاطر
شوید آب روان غبار ملال
حالت از بانگ نی چه سود ای شیخ
چون نیی واقف از حقیقت حال
عمر جامی ازان دهان و میان
می رود در خیال های محال
زمین
خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال
که به ما میرسد زمانِ وصال
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 302
ضعیفی که با قوی دلاوری کند، یار دشمن است در هلاک خویش.
سایه پرورده را چه طاقت آن
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 45
حبذا صفهٔ سرای کمال
خوشتر از روی دلبران به جمال
عراقیدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 13 - ایضاله
حبذا صفهٔ بهشت مثال
برترین آسمانش صف نعال
عراقیدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 14 - وصف کعبهٔ معظم
مرحبا ساقی خجسته جمال
از جمالت دو کون مالامال
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 399
ساقیا خیز کز محول حال
روز عشرت نهاد روبه زوال
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 301
فارسی متن کا ماخذ: گنجور