ساقیا خیز کز محول حال
روز عشرت نهاد روبه زوال
روزه خواهد حجاب ما گشتن
از شراب حرام و نقل حلال
چون رسد دور من عنایت کن
آنچنان کاسه های مالامال
که رساند ز سلخ شعبانم
مست طافح به غره شوال
مستی حال من شود که برد
ذکر ماضی و فکر استقبال
مطربا عود خوشنوا طفلیست
جا دهش در کنار چون اطفال
تا درآید به ناله طفل آسا
گوش او را به دست لطف بمال
ناله او مرا به کشور جان
برد از تنگنای حس و خیال
در هوای فضای فقر و فنا
طایر همتم زند پر و بال
به مقامی رسم که چون جامی
قدسیان از نشیمن اقبال
در من آورده روی خود گویند
مرحبا تعال تعال
زمین
خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال
که به ما میرسد زمانِ وصال
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 302
ضعیفی که با قوی دلاوری کند، یار دشمن است در هلاک خویش.
سایه پرورده را چه طاقت آن
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 45
حبذا صفهٔ سرای کمال
خوشتر از روی دلبران به جمال
عراقیدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 13 - ایضاله
حبذا صفهٔ بهشت مثال
برترین آسمانش صف نعال
عراقیدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 14 - وصف کعبهٔ معظم
مرحبا ساقی خجسته جمال
از جمالت دو کون مالامال
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 399
در دهانت شک است و آن دو سه خال
گرد لب نقطه هاست بر شک دال
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 217
فارسی متن کا ماخذ: گنجور