صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 14 - وصف کعبهٔ معظم

قصیدهٔ شمارهٔ 14 - وصف کعبهٔ معظم

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ال

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

حبذا صفهٔ بهشت مثال

برترین آسمانش صف نعال

2

مجلس نور و جلوه‌گاه سرور

روضهٔ انس و بارگاه وصال

3

بیت معمور او مقر شرف

سقف مرفوع او سپهر جلال

4

غرفش خوشتر از ریاض بهشت

شرفش خوشتر از شکوه کمال

5

زین گرفته بها مدارج قدس

یافته زان بهشت زیب جمال

6

در بستاتین بی‌نهایت او

سدرةالمنتهی هنوز نهال

7

بر سر خوان عالم‌آرایش

آفریننش طفیل و خلق عیال

8

آفتاب صفای صفهٔ او

ایمن از وصف کسوف و زوال

9

ذره‌های هوای غرفهٔ او

سر بسر نور آفتاب مثال

10

صورت ذره‌های درگه اوست

هر چه بینی درین جهان اشکال

11

معنی موج‌های برکهٔ اوست

هر چه یابی زمان زمان ز احوال

12

هر یک از ذره‌های لطف هواش

جام گیتی‌نما به استقلال

13

هر یک از شعله‌های عکس صفاش

آفتابی است کاینات ضلال

14

صفحات سطوح بی نقشش

مشتمل بر نقوش حال و مآل

15

نفحات ریاض جان بخشش

مرده را زنده کرده اندر حال

16

تا نسیم هواش یافت ملک

مرده را زنده کرده اندر حال

17

تا صریر درش شنید فلک

بر درش چرخ می‌زند همه سال

18

در هوای درست او نبود

هیچ بیمار جز نسیم شمال

19

در ریاض لطیف او نرود

هیچ تر دامنی جز آب زلال

20

در نیابند نقش این خانه

نقشبندان کارگاه خیال

21

عقل اگر چه ز خانه بیرون نیست

هم نیابد درون خانه مجال

22

نام آن خانه می نیارم گفت

از پی عقل و العقول عقال

23

خود تو از پیش چشم خود برخیز

تا ببینی عیان به دیدهٔ حال

24

خویشتن را درون آن خانه

بر سریر سعادت و اقبال

25

مطرب عشق برکشید سرور

وصل را داد جام مالامال

26

چون عراقی همه جهان سرمست

از می وصل و بی‌خبر ز وصال

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حبذا صفهٔ سرای کمال

خوشتر از روی دلبران به جمال

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 13 - ایضاله

اگلی نظم

دوش مانا شنید فریادم

کرد بیمار پرسشی بادم

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 15 - ایضاله

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

در دهانت شک است و آن دو سه خال

گرد لب نقطه هاست بر شک دال

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 217

ساقیا خیز کز محول حال

روز عشرت نهاد روبه زوال

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 301

خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال

که به ما می‌رسد زمانِ وصال

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 302

ضعیفی که با قوی دلاوری کند، یار دشمن است در هلاک خویش.

سایه پرورده را چه طاقت آن

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 45

مرحبا ساقی خجسته جمال

از جمالت دو کون مالامال

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 399

حبذا صفهٔ سرای کمال

خوشتر از روی دلبران به جمال

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 13 - ایضاله

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور