صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 127

غزل شمارهٔ 127

شاعر: جامی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: راست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

منشور دولتی که ز عشقم میسر است

طغرایش آن خطی ست که بر دور ساغر است

2

با من ز سعد و نحس مزن دم که خط جام

حرز امانم از خطر چرخ و اختر است

3

بودم به خواب خوش که رسید از حریم دیر

پیری که رشحه قدحش رشک کوثر است

4

گفت ای پسر دریغ بود نقد زندگی

در دست آن حریف که مرگش برادر است

5

برخیز و باده خور که تو را خوابگاه عیش

بیرون ز مهد نه پدر و چار مادر است

6

ساقی بیا که عشوه گیتی ز ره نبرد

آن را که نشئه می لعل تو در سر است

7

درده زلال خضر که رفت آنکه گفتمی

زهد مرا اساس چو سد سکندر است

8

جامی مشو فریفته کین چرخ کوژپشت

چون حلقه از نشیمن اقبال بر در است

9

در ظل او گریز که عنقای همتش

بر باز زر جناح فلک سایه گستر است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تارک درویش تارک فارغ از تاج زر است

کمترین ترک از کلاه تارکش ترک سر است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 126

اگلی نظم

یار رفت از دیده لیکن روز و شب در خاطر است

گر به صورت غایب است اما به معنی حاضر است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟

شمشادِ خانه‌پرورِ ما از که کمتر است؟

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 39

از هرچه می‌رود، سخنِ دوست خوش‌تر است

پیغام آشنا، نفَسِ روح‌پرور است

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 63

آن باغ داغ پررر آذر طبیعتم

کش برگ و بر ز اخگر و طیرش سمندر است

عرفی»قطعات»شمارهٔ 4 - سخن در وصف خویشتن

پرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست

گفتا مئی که تلخ تر او نکوتر است

علامہ اقبال»پیام مشرق»افکار»بخش 32 - زندگی

امشب ز شغل شاعریم حال دیگر است

همچون ردیف قافیه پیشم مکرر است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36

آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است

بر آفتاب سنبل او سایه گستر است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 37

تا آن ذقن ز خط شده گوی معنبر است

زان عنبرین شمامه مشامم معطر است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 38

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور