زمین
منشور دولتی که ز عشقم میسر است
طغرایش آن خطی ست که بر دور ساغر است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 127
امشب ز شغل شاعریم حال دیگر است
همچون ردیف قافیه پیشم مکرر است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 36
آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است
بر آفتاب سنبل او سایه گستر است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 37
تا آن ذقن ز خط شده گوی معنبر است
زان عنبرین شمامه مشامم معطر است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 38
باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟
شمشادِ خانهپرورِ ما از که کمتر است؟
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 39
آن باغ داغ پررر آذر طبیعتم
کش برگ و بر ز اخگر و طیرش سمندر است
عرفیقطعاتشمارهٔ 4 - سخن در وصف خویشتن
پرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست
گفتا مئی که تلخ تر او نکوتر است
علامہ اقبالپیام مشرقافکاربخش 32 - زندگی