صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 39

غزل شمارهٔ 39

شاعر: حافظ

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: راست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
11
باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟
شمشادِ خانه‌پرورِ ما از که کمتر است؟

Of the cypress and the pine, what need hath my garden? Our box-tree nurtured in the shade, is less than who?

22
ای نازنین‌پسر، تو چه مذهب گرفته‌ای؟
کِت خونِ ما حلال‌تر از شیرِ مادر است

O beloved youth! What religion hast thou adopted, Wherein our blood is more lawful to thee than mother’s milk?

33
چون نقشِ غم ز دور بِبینی شراب خواه
تشخیص کرده‌ایم و مداوا مقرّر است

Since, from afar, thou seest the picture of grief, drink wine: The diagnosis, we have made: certain is the cure.

44
از آستانِ پیرِ مغان، سر چرا کشیم؟
دولت در آن سرا و گشایش در آن در است

Forth from the threshold of the Pir of wine-sellers, why draw I my head? In this his head, is fortune; in this his door, tranquility.

55
یک قِصّه بیش نیست غمِ عشق، وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم، نامکرّر است

Love’s pain is but one tale-no more Wonderful this That from every one whom I hear, the tale is not repeated.

66
دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت
امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است

Last night, He gave promise; and, in His head, had the wine: To-day, let us see what He saith; in His head is what.

77
شیراز و آبِ رکنی و این بادِ خوش نسیم
عیبش مکن که خالِ رُخِ هفت کشور است

Shiraz and the water of Ruknabad, and the breeze of pleasant air, Them, contemn not; for they are the lustre of adornment of seven territories of the world.

88
فرق است از آبِ خِضر که ظُلمات جای او است
تا آبِ ما که مَنبَعش الله اکبر است

From the water of life of Khizr, whose place is the Land of Darkness, it is far Up to our water, whose fountain is Allah-u Akbar.

99
ما آبرویِ فقر و قناعت نمی‌بریم
با پادشه بگوی که روزی مقدّر است

We take not the honor of poverty and of contentment: To the king, speak saying: Daily victuals are destined.

1010
حافظ چه طُرفه شاخ نباتیست کِلکِ تو
کِش میوه دلپذیرتر از شهد و شکّر است

Hafez! how strange, the twig of candy is thy reed, Whose fruit is more heart-pleasing than honey and sugar.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بی مِهرِ رُخَت روزِ مرا نور نماندست

وز عمر، مرا جز شبِ دیجور نماندست

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 38

اگلی نظم

اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز است

زان رو که مرا بر در او، رویِ نیاز است

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 40

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

منشور دولتی که ز عشقم میسر است

طغرایش آن خطی ست که بر دور ساغر است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127

امشب ز شغل شاعریم حال دیگر است

همچون ردیف قافیه پیشم مکرر است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36

آن شاخ گل که تازه بر و سایه پرور است

بر آفتاب سنبل او سایه گستر است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 37

تا آن ذقن ز خط شده گوی معنبر است

زان عنبرین شمامه مشامم معطر است

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 38

از هرچه می‌رود، سخنِ دوست خوش‌تر است

پیغام آشنا، نفَسِ روح‌پرور است

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 63

آن باغ داغ پررر آذر طبیعتم

کش برگ و بر ز اخگر و طیرش سمندر است

عرفی»قطعات»شمارهٔ 4 - سخن در وصف خویشتن

پرسیدم از بلند نگاهی حیات چیست

گفتا مئی که تلخ تر او نکوتر است

علامہ اقبال»پیام مشرق»افکار»بخش 32 - زندگی

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00